تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 56

مساهمون:

صمقدمهء مترجم ٥٦
نمىتواند اين اثر را از آن بگيرد ، اما انتقال اين اثر به جسم ديگر در اختيار كسى است ، كه شرايط ظاهر شدن اثر سوزندگى را فراهم كند ، و از اين جهت هركس اين شرايط را فراهم كند مىگويند او سوزانده است ، و يا او بيمار را بهبودى داده است ، هرچند بهبودى دادن و تأثير از طبيعت است ، و مىتوان تحقق اثر را از يك جهت به طبيعت نسبت داد و از جهت ديگر مىتوان آن را به كسى نسبت داد كه شرايط را فراهم كرده است ، و از سوى ديگر مىتوان به خداوند نسبت داد كه آن را همراه با اين اثر آفريده است . اما در جاهائى كه دست بشر از انجام دادن كارى كوتاه است ، براى اين است كه شرايط مرموزى در طبيعت هست ، و جز خداوند از آن آگاه نيست ، و شايد پاره‌اى از آن شرايط با تجربه‌ها و جستجوهاى علمى براى پاره‌اى از مردم آشكار شود ، و پاره‌اى از آن شرايط هست ، كه هيچ‌گاه دانش انسان بدان نخواهد رسيد . از اين جهت ، در وقايع كلى يا فردى كه به پاره‌اى از شرايط هيچ كس جز خداوند آگاه نيست و جز او كسى نمىتواند ، آن شرايط را فراهم كند و با دانش و توانائى او آن شرايط فراهم مىشوند ، و آن اثر از طبيعت آشكار مىشود . پس از يك‌سو مىتوان همهء اتفاقات كلى يا فردى را به طبيعت نسبت داد ؛ زيرا خاصيت ذاتى آن علت مركب است و تا هنگامى كه اين تركيب باقى است ، اين اثر از آن جدا نمىشود . و از سوى ديگر مىتوان سر زدن آن كارها را به خداوند نسبت داد ؛ زيرا اوست كه به اسرار پوشيده از همه كس ، و آگهى مختص به خود ، شرايط را در طبيعت تغيير داده است . و اثر طبيعتى را با طبيعت ديگر متوقف كرده است ، و يا كمك داده است ، و در اين صورت ، كار از توانائى خداوند سر زده است . كارهاى بيرون از جريان هميشگى طبيعت ، با كرامات و معجزات نيز از همين‌گونه‌اند ؛ زيرا مىشود به الهام يا وحى الهى ، به خاطر پيمبرى يا بزرگى بيفتد و يا آوازى بشنود و بدون آگاه بودن از شرايط مرموزكارى ، آن را انجام بدهد ، و نتيجه‌اى كه مورد نظر است از آن كار ، بدست آيد . پس آن كار از جهت اين كه از طبيعت صادر شده است ، كار طبيعت است ، و از جهت اين كه به ذهن افتادنش از جانب خداوند بوده است ؛ زيرا كسى از آن شرايط مرموز آگاه نبوده است ، كار خداوند است ؛ و از جهت اين كه از دست آن فرد انسان سر زده است كار خود او مىباشد . پس سرد شدن آتش براى ابراهيم خليل ، و زنده كردن مردگان ، و بينا كردن كوران ، و روى آب ايستادن اگر چه با روش هميشگى طبيعت ناسازگار است ، اما هيچ يك كار ناشدنى نيستند ، و خداوند كه به شرايط تحقق آنها آگاه است ، مىشود ،