و كسى نمىتواند بگويد ، شما ستودن را به اين شناسانديد كه از بزرگى چگونگىهاى يك نفر كه ستوده مىشود ، آگاه مىگرداند و سرزنش كردن را چنين نمايانديد كه از فرومايگى گزارشات كسى كه نكوهيده مىشود ، آگاهى بدهد ، با آنكه نمىشود ، يك چگونگى هم بزرگ و هم فرومايه باشد ، بلكه بودن هريكى نابودى ديگرى را فراهم مىكند .
و اين سخن را از آنرو نمىتوان گفت كه ما از سخن خود در نظر داريم نشان بدهيم كه يك نفر دو چگونگى دارد ، يكى از آن دو بزرگى و ديگرى فرومايگى او مىباشند و اين سخن بدان بازگشت نمىكند كه هردو يك چگونگى باشند ؛ و گرد نيامدن اين دو با هم هنگامى است كه يك چگونگى هم پست و هم بلندپايه باشد ، و مىشود كسى يك چگونگى و الا و يك چگونگى ديگرى هم دارا گردد كه پست باشد .
و نيز دليل ديگرى ، كه آوردهاند ، اين است كه گفتهاند ، درخور پاداش گرفتن و شكنجه شدن ، اين است كه هريك از اين دو ، با هيچچيز ديگرى كه جز خودش باشد ، آميخته نشود ؛ پس اگر يك نفر در يك زمان سزاوار هردو گردد ، از اين بيرون نيست كه يا سزاوار است ، هردو را با هم دربارهاش انجام بدهند ، و يا به يكى پس از ديگرى بايد رفتار نمايند ؛ پس اگر هردو كار با هم انجام گردد ، از آن چگونگى كه بايد دارا باشد ، بيرون خواهد شد ؛ و چنانچه به يكى پس از ديگرى ، با او رفتار شود ، آن هم به مانند همين خواهد بود ؛ زيرا هريك از آن دو را پيش از ديگرى ، با او انجام بدهند ، چشمبراه سرزدن آن ديگرى مىباشد ، و اين را فراهم مىكند ، كه هريك ، با ديگرى آميخته باشند ، و بدون آميغ انجام داده نشوند ، و چون انجام دادن هردو نشدنى است ، سزاوار گرديدن آنها نيز ناشدنى مىباشد .
پاسخ خواهيم داد : نخستين چيزى كه مىگوئيم اين است ، كه سرزدن كار نمىرساند كه پاداش گرفتن بايد بدون آميخته شدن با كار ديگرى باشد ، و شكنجه شدن نيز به همينگونه است ؛ پس آنكس كه مىگويد ، چنين است ، بايد دليل
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 577
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٧٧