برمىآمد ، با يك زبان بستايدش ، و با ديگرى او را نكوهش كند ، پس دانسته شد كه ستائيدن و سرزنش كردن از اينرو نشدنى است با هم انجام گردند كه افزار آن وجود ندارد .
آيا نمىبينى درست نيست با يك سخن گفتن زيد را بستايند و با همان سخن در يك زمان عمرو را هم نكوهش كنند ، و هرچند پيش ايشان اين دو يكديگر را نابود نمىكنند ؛ زيرا ايشان شرط مىكنند ، كسى كه ستوده مىشود با آنكه سرزنش مىگردد ، يك نفر باشند ؛ پس دانسته شد ، كه نشدنى بودنش ، به نداشتن افزار بازگشت مىكند .
و اگر از ستودن و سرزنش كردن چيزى را بخواهند كه به دل بازگشت مىكند ، پس در آن هم گفتگو مىباشد ، بلكه آن چه پيش ما دانسته شده به جز اين است .
بالاتر از آن ايشان آن چه را گفتند نشدنى مىباشد سه شرط برايش نام بردند ، و ما شرط چهارمى را بر آن مىافزائيم ، كه هردو در آن سازوارى داريم : و آن اين است كه ستودن و سرزنش شدن به يك كار وابستگى يابد ، و چگونه روا خواهد بود ، با اينكه ستودن و نكوهش كردن به دو كار وابستگى يافته باشد ، يكديگر را از ميان ببرند ، با اينكه هردو چيزى كه ضد يكديگر باشند ، و به چيزى وابستگى يابند ، هنگامى ضد يكديگر خواهند بود كه هردو به يك موضوع ، وابستگى يابند ، مانند دانستن و ندانستن و خواستن و نخواستن .
و نمىتوانند بگويند ، ستودن و سرزنش كردن به مانند آنچه يادآور شديد به راستى وابستگى به كارى نمىيابند ، و به مجاز مىگوئيم به كارى وابستگى مىيابند .
زيرا نادرستى اين سخن در اين است ، كه گفتن آن به پذيرفتن بازگشت كردنشان از گفتار خود ، رساتر مىباشد ، زيرا دو چيز كه به راستى ضد يكديگر هستند ، اگر به دو چيز كه جز يكديگرند ، وابستگى يابند ، ضد يكديگر نخواهند بود ، پس چيزى را كه به آن مانند كردند ، با اينكه به دو چيز وابستگى مىيابند ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 574
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٧٤