تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
و چون اين سخن در ستودن و نكوهش كردن ثابت گرديد ، در پاداش دادن و شكنجه كردن هم مانند همين ثابت مىشود . خواهيم گفت : آنچه گفتند پذيرفته نيست ؛ زيرا پيش ما ، مىشود كسى براى انجام دادن گناه كوچك ، سرزنش گردد ، هرچند براى نيكىرسانىهاى بزرگ سزاوار ستودن شده باشد ؛ و اين سخن از آنجا روشن مىشود ، كه اگر كسى كه چنين گناه كوچكى از او سر زده است ، از كار خود پشيمان گردد با آن‌كه نيكىرسانى كرده است ، سرزنش كردنش بر آن گناه كوچك خوب است ؛ پس اگر گناهش نابود گرديده باشد ، سرزنش كردنش خوب نخواهد بود ؛ زيرا در روش كسى كه سخن ما را نپذيرفته است ، هرگناهى كه ناچيز گردد ، پس از نابودشدنش ، دوباره بازگشت نخواهد كرد . پس اگر بگويند : آشكارا مىدانيم ، كسى كه گناه كوچكى از او سر زده باشد ، و كار نيكى هم نكرده باشد ، به جز آن كس است ، كه گناه كوچكش همراه با سرزدن كارهاى نيك بزرگ باشد . خواهيم گفت : پوشيده نيست كه گناه كوچكش اگر بدون كار نيك باشد به جز سرزنش شدن ، سزاوار چيز ديگر نمىشود ؛ و هنگامى كه سر زدن گناه با انجام دادن كار نيك همراه باشد ، سزاوار ستوده شدن و بزرگ وانمودن نمىشود . و بر اين افزوده مىشود كه سزاوار سرزنش شدن هم هست و براى همين است كه اين دو حالت جدا از يكديگرند . بالاتر از آن ما مىدانيم اگر يكى از مردم ، به ديگرى نيكى برساند ، و با رفتار ديگرى به او بدى كند ، فزونى براى هيچ‌يك از اين دو كار ، بر ديگرى آشكار نمىشود ، و او مىتواند براى يكى از دو كار ، او را بستايد ، و براى ديگرى او را سرزنش كند و در انجمن‌ها به او بگويد ، تو در اين كار ، به من خوبى رساندى و او را بستايد و سپاس بگزارد ؛ سپس به او بگويد ، اما در اين كار ديگر ، به من بدى كردى ، و بر او چيرگى جويد و درشتى كند . و از اين برمىآيد كه سزاوار بودن ستودن و سرزنش شدن ، هردو با هم گرد مىآيند . و آنچه گفتند كه اين دو يكديگر را نابود مىكنند ،