توضيح مسأله اين است : وقايعى كه در عالم سر مىزند يا تصور وقوعش را مىتوان كرد ، چندگونه است :
1 ) وقايع كلى هميشگى كه دست نوع انسان از دگرگون كردن آن كوتاه است مانند گردش ستارگان و در پى يكديگر آمدن فصلها در سال ، اندازههاى شب و روز ، گرم بودن آتش ، سرد بودن يخ ، و مانند اينها .
2 ) وقايع جزئى طبيعت كه باز دست انسان از جلوگيرى آن كوتاه است مانند خشكسالىها ، بارندگىهاى بيش از حد ، يا خارج از فصل ، زلزلهها ، آتش - فشانىها ، بيمارىهاى دسته جمعى و كارهاى ديگرى به مانند اينها كه شر عمومى تعبير مىشوند .
3 ) اتفاقات فردى كه گاهى به سود و دلخواه است ، و بسا غير دلخواه ، و بر زيان كسانى سر مىزنند ؛ مانند تنگدستى و نادارى يا دارائى و تصادفاتى كه خير ، يا شر فردى گفته مىشوند .
4 ) پيشآمدهاى اجتماعى ، مانند امنيت و ناامنى ، ضعف يا قدرت حكومتها ، كه مربوط به عزت و ذلتهاى اجتماعى است و خير و شر اختيارى مىباشند .
5 ) خواب و خوراك و آمدورفت عادى جانداران با چشمپوشى از خير و شر بودن آنها .
6 ) سر زدن كارهاى غيرعادى از كسانى كه بندرت انجام مىگردد ؛ مانند معجزات و كشف و كرامات .
7 ) كارهائى كه به عقل انجام نشدنى مىباشند ، و جز به فرض و خيال ، تحقق نمىپذيرند ؛ مثل برگشتن گذشتهها ، كه از آن به اعادهء معدوم تعبير مىشود ، جاى دادن حجم بزرگ ، در فضاى كوچك ، بدون تغيير يافتن حجم . گرفتن سوزندگى از آتش و مانند آن .
اختلاف ما بين پارهاى از فرق اسلامى و غيراسلامى ، در اين است ، كه كدام يك اينها را خداوند مىتواند انجام بدهد ، و كدام يك كار طبيعت يا انسانها مىباشد .
آنچه از گفتار شيخ طوسى در ضمن مطالب گوناگونش بر مىآيد ، و كسان ديگرى كه مانند او موشكاف و باريكبين هستند ، مىگويند ، اين است كه آنچه انجام شدنش را عقل محال مىبيند ، از تعلق قدرت به طور كلى بيرون است ، چه قدرت خداوند ، يا جز او باشد . مانند جاىگير كردن ، حجم بزرگ ، در فضاى كوچك ، بر طبق آنچه پارهاى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 53
مساهمون: الشيخ الطوسي
صمقدمهء مترجم ٥٣