تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
داده شود ؛ زيرا در كارهائى كه بايد انجام داده شوند چيزى تصورشدنى موجود است ، و براى همان بايد انجام داده شوند ، مانند پس‌دادن سپرده ؛ و باز پرداختن وام و هرچه به مانند آن باشد ؛ و دادوستدها به مانند كارهائى كه انجام شد نشان بهتر از انجام نشدن است چيزى در آنها وجود ندارد تا آنها را به گونه‌اى گرداند كه بايد انجام داده شوند و براى همين است كه كسى را نمىتوان به انجام دادن آنها وادار كرد . پس اگر بگويند : اگر يكى از ما ديگرى را با ترساندن به كشتن ، وادارش كند كه دارائى خودش را به او بدهد ، آيا چنين نيست كه بايد دارائى خودش را به او بدهد ؛ هرچند در دادن دارائى به او چيزى وجود ندارد ، تا آن كار را بدين گونه گردانيده باشد ، كه بايد انجام گردد ؛ پس چرا گمان مىبريد : وادار كردن به هركارى براى اين خوب مىشود كه چيزى در آن وجود دارد ، و آن را بدين‌گونه مىگرداند ، كه بايد انجام داده شود . خواهيم گفت : سخن ما در موجود بلاآغاز برتر از همه است ، كه خوب نيست كسى را به كارى وادار كند ، و در آن كار ، چيزى نباشد تا آن را به گونه‌اى گرداند كه بايد انجام داده شود ؛ و هريك از ما اگر ديگرى را به كارى وادار كند ، و چيزى در آن كار نباشد تا آن را بدين‌گونه گردانيده باشد ، كه بايد انجام داده شود ، او كار بدى كرده است ، و بر خداوند روا نيست كار بد انجام بدهد « 1 » . پس اگر بگويند : اگر شايستگى شكنجه ديدن به بار آمده باشد ، چون موجود
هامش
( 1 ) خلاصه اين مطالب همان چيزهائى است كه در باب لطف گفته شد : خداوند بر هيچ كارى فرمان نمىدهد مگر براى اين‌كه چون خودكار با چشم‌پوشى كردن از ثمرات و نتايج آن ، خوب است ، پس عقل انسان او را به انجام دادنش ملزم گردانيده است ، و فرمان دادن خداوند ، براى به خود آمدن و يا داورى كردن همان حكم نهفته در ضمير انسان است ، و اگر خداوند به آن فرمان نمىداد خود انسان انجام دادنش را بر خود لازم مىدانست و در هول و هراس مىزيست ، و چون خوشيهاى بدنى او را سرگرم به خود گردانيده
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 564 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى