بدهد ، چنين كسى اگر از بيرون رفتن دست باز دارد ، سزاوار سرزنش شدن و شكنجه ديدن بيشترى مىشود ، از آنچه به خود كوتاهى كردن در بيرون رفتن سزاوار مىگردد .
زيرا شدنى است كسى در انجام دادن كار واجب كوتاهى كند ، و دست بازداشتن از آنرا كه كاربدى است ، انجام ندهد « 1 » و دست بازداشتن از كار واجب كه بيرون رفتن است ، اثر خودش را دارد ، و هرگاه دست بازداشتن بر كوتاهى كردن در بيرون رفتن افزوده شود ، سرزنش شدن و شكنجه ديدنش نيز بيشتر مىشود « 1 » .
اين سخن بنا به روش كسى است ، كه مىگويد : در جاى ماندن جانداران ، موجود مىماند ؛ زيرا پيش او همان به پشت خوابيدنى كه روا داشته شده بود ، پيوسته موجود مىماند ، و به پشت خوابيدنهاى ديگرى از نو به وجود نمىآيد .
اما كسى كه مىگويد ، در جاى ماندن جانداران موجود نمىماند ، سخن او در اين كه شكنجه ديدن و سرزنش شدن بيشتر نمىشود ، به بخش نخست ، كه كوتاهى كردن در بيرون رفتن است ، مىپيوندد ، و شكنجه و سرزنش شدنش بيشتر نمىشود ؛ زيرا نمىتواند به پشت خوابيدن و ترك بيرون رفتن را از كوتاهى كردن در آن جدا گرداند .
و كسى كه در موجود ماندن بودنها و در جاى ماندن ، شك دارد ، بنا به روش سيد مرتضى ، - خدايش بيامرزاد - در اينباره كه سزاوار بودن شكنجه و سرزنش ، بيشتر مىشود يا نمىشود ، نيز شك مىكند .
اما شكنجه شدن ، پس با همان چيزهائى سزاوارى پيدا مىكند ، كه سزاوارى سرزنش شدن با آن پيدا مىشود ، و آن انجام دادن كار بد ، و كوتاهى كردن در كارى است كه بايد انجام داده شود ، به اين شرط كه انجامدهندهء كار بد ، يا كسى كه در انجام دادن كارى كه بايد انجام بدهد كوتاهى مىكند ، آن را بر سودها و نيكىهائى
هامش
( 1 ) به پاورقى صفحهء قبل مراجعه شود .