كه از كار واجب به او مىرسد يا از انجام ندادن كار بد بدست مىآورد ، برگزيده باشد .
و اين شرط را براى اين در نظر گرفتيم ، كه اگر آن را نياوريم ، و چنين پنداريم كه موجود بلاآغاز برتر از همه چيز ، كار بدى انجام بدهد ، يا در كارى كه بايد بكند كوتاهى نمايد مىبايست سزاوار شكنجه ديدن گردد و اين نادرست است .
و اين گفتار ، بهتر از آن است كه پارهاى از آنان گفتند ، موجود بلاآغاز برتر از همه چيز براى اين ، سزاوار شكنجه نمىگردد كه انجام دادن چنين چيزى دربارهاش نشدنى مىباشد زيرا اگر شكنجه شدن براى او درست نباشد ، بايد انجام دادن كارى كه شايستگى شكنجه ديدن را پديد مىآورد نيز درست نباشد . و اكنون كه اين شرط را در پيش آورديم گفتن چنين سخنى فراهم نمىشود .
و كسى كه كار بد انجام مىدهد ، يا در آنچه بايد بكند از او كوتاهى سر مىزند هنگامى سزاوار شكنجه شدن مىگردد ، كه بر دورى كردن ، از آن دست داشته باشد ، به اينكه به بدى كار بد و به اينكه كارى بايد از او سر بزند دانا باشد و يا بر آن دست داشته باشد كه به اين دانا گردد ؛ زيرا با هريك از اين دو شرط ، بر دورى جستن از آن دست مىيابد ، و سخن درست اين است ، كه سزاوارى شكنجه شدن از راه شنيدنىها دانسته مىشود ، نه از راه عقل ؛ زيرا عقل از چيزى كه به آن راهنمائى كند تهى مىباشد . و همهء مسلمانان بر اين گرد آمدهاند كه با انجام دادن كار بد شايستگى شكنجه شدن فراهم مىشود ، اگرچه آنان در اين گفتگو دارند كه آيا شكنجه شدن هميشگى است ، يا نيست . و آنان كه اين سخن را از ما نمىپذيرند مىگويند خرد سزاوار شدن شكنجه ديدن را مىرساند ؛ زيرا همان خرد است ، كه ما را بر انجام دادن كارى كه بايد بكنيم بر روئى كه بر ما دشوار باشد وا مىدارد با آنكه بدون دشوارى هم ، انجام دادنى مىباشد .
و اينكه گفتيم دشوار باشد ؛ براى اين است كه با دشوار بودنش سزاوارى پاداش بزرگ ، حاصل مىشود ؛ و خود سود بردن براى خوب شدن وادار كردن به
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 562
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٦٢