تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
كارى ، بس نيست . و چيزى كه وادار كردن به كارى را خوب مىگرداند اين است كه با كوتاهى كردن در آن زيانى پديد آيد پس براى خوب بودن وادار كردن به كارى ، بايد در كوتاهى كردن آن ، براى شخص تكليف‌شونده زيانى در ميان باشد . و اين‌كه گفتيم براى واداشتن ، به انجام دادن كارى تنها سودمند بودن آن بس نيست ، براى اين است كه وادار كردن به كارى كه انجام دادنش بهتر از انجام ندادن باشد ، خوب نيست ، هرچند پاداشى در برابرش داده شود ؛ زيرا از كوتاهى كردن در آن ، زيانى به بار نمىآيد ، همچنان كه واداشتن به بازرگانىها و كارهائى كه دارائى از آن بدست آيد ، براى سود تنها خوب نيست و هنگامى خوب است كه دست بازداشتن از آنها زيانى به‌بار آورد . و به اين گفتار خورده گرفته‌اند ؛ زيرا كسى مىتواند بگويد ، براى خوب بودن وادار كردن به كارى همين بس است كه فرمانى موجود باشد و كارى را بدين‌گونه گرداند كه بايد انجام داده شود ، زيرا خداوند برتر از همه چيز ، با فرمانى كه مىدهد ، ما را از اين آگاه مىگرداند ، كه اين كار مىبايست انجام داده شود ؛ و براى اين بايد انجام داده شود ، كه در خود كار ، ويژگىهائى وجود دارد ، و براى همان ويژگيها بايد انجام داده شود ؛ و فرمان دادن خداوند به همين كار نه كار ديگر ، براى همان ويژگيهائى است كه در آن كار موجود است « 1 » . اما شرط دشوار بودن كار براى اين است كه در برابر دشوار بودنش ، پاداش را دست‌رس مىگذارند ؛ اما فرمان دادن ، به خود آن كار ، براى همان ويژگيهاى موجود در خودكار است . و از اين رو به كارى كه انجام دادنش ، بهتر از انجام ندادن است ، نمىتوان فرمان داد ، كه چيزى در آن وجود ندارد تا بدين‌گونه گرديده باشد كه بايد انجام
هامش
( 1 ) اشاره بن حسن و قبح عقلى و ثابت بودن تكاليف نفس الامرى است كه احكام شرع از آن پيروى مىكند .