تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
است كه هركس كارى را كه بايد بكند انجام نداده باشد در همان هنگام سزاوار نكوهش مىگردد ؛ و گفتگو كردن در اين ، برابر و مانند ناسازوارى كردن در سزاوار شدن نكوهش يافتن است با فروگذارى كردن در كارى كه بايد انجام داده شود . دليل ديگر بر اين كه كوتاهى كردن در كارى كه بايد انجام گردد ، سزاوارى سرزنش شدن را پديد مىآورد ، اين است كه ثابت گرديد ، هركسى توانا بر انجام دادن كارى باشد مىتواند آن كار را انجام ندهد و از انجام دادن آن هم دست باز ندارد « 1 » و با اين همه هنگامى كه در انجام دادن كارى كه بايد آن را بكند كوتاهى نمايد سرزنش كردنش خوب است ، پس چيزى به جاى نمىماند جز آن كه گفته شود ، سزاوار شدن سرزنش يافتن براى اين است كه آنچه را بايد انجام بدهد انجامش نداده است . و دليلى كه مىرساند ، رو است شخص توانا از انجام دادن كارى و دست بازداشتن از آن هردو تهى بماند ، اين است كه هريك از ما بر انجام دادن كارى توانا باشد اگر چنين مىبود ، كه از انجام دادن آن و دست بازداشتن از آن تهى نماند . مىبايست تهى نماندنش از اين دو ، به توانا بودنش بازگشت كند ، و از اين بر مىآيد كه خداوند برتر از همه چيز ، نيز از انجام دادن و ضدش كه دست بازداشتن از كار است ، جدا نگردد ، و آنچه دانسته شد . به جز اين است . زيرا با آن كه مىشود جنبش يا ضدش را كه در جاى ماندن است در ما پديد آيد خداوند برتر از همه چيز ، نه جنبش را در ما پديد مىآورد و نه ضد آن را در ما موجود مىگرداند . و نيز مىبايست پيش از آن كه آفريدگان را بيافريند ، ضد آفرينش را پديد آورده باشد ، و به همين گونه ، بايد بدانجا برسد ، كه در گذشته‌هاى بلاآغاز ، انجام
هامش
( 1 ) براى درك اين عبارت بايد به مطالب گذشته رجوع كرد كه سه حالت براى كارها پيدا مىشود : انجام دادن ، انجام ندادن و ترك كردن يعنى ايستادگى كردن بر انجام ندادن كار .