تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
گفته خواهد شد : ما آشكار كرديم كه خردمندان هرگاه بدانند كارى را كه او بايد بكند ، انجام نداده است ، انجام‌دهندهء هيچ كار بدى نمىشناسندش و با اين همه سرزنش كردن او را به اين وابسته مىدانند ، كه آنچه را بايد بكند ، انجام نداده است ؛ و اگر روا مىبود كه سزاوار سرزنش شدن براى سر زدن كار بد از او باشد ، بايد روا گردد كه بگويند انجام‌دهندهء كار بد را براى اين سرزنش مىكنند كه در آنچه بايد بكند ، كوتاهى كرده است . پس سرزنش شدن به كوتاهى كردن در كارى كه بايد بكند ، وابستگى يافته است ، نه به انجام دادن كار بد ، و چنين گفتارى نادرست مىباشد ، و هرسخنى هم به اين گفتار بكشاند ، آن هم نادرست مىباشد « 1 » . و آنان نمىتوانند بگويند ، خردمندان دربارهء كسى كه آنچه را بايد بكند انجام نداده باشد ، مىگويند ، او بد كرد و ستم نمود . و از اين بر مىآيد كه او كار بدى كرده است . زيرا اين سخن از آنجا درست نيست ، كه او از اين‌رو كار بدى انجام داده است كه آنچه را بايد بكند و سپرده را كه بايد پس بدهد ، پس نداده است ، پس از كجا بر مىآيد كه بد كردن او به جز انجام دادن كارى ، چيزى ديگر ، نيست . بالاتر از آن ايشان دربارهء كسى كه كار بدى را انجام داده باشد ، مىگويند او داد نداده است و دادگرى ننموده است ؛ پس مىبايست همين سخن بر آن دليل باشد كه آنچه را بايد بكند ، انجام نداده است ؛ و بايد از اين بر آيد ، كه او كارى را كه بايد بكند انجام نداده است .
هامش
( 1 ) خلاصهء سخن اين است كه بنابر آنچه گذشت دو چيز سبب شايستگى سرزنش كردن كسى مىشود ، يكى انجام دادن كار بد و ديگرى كوتاهى كردن در كارى كه بايد انجام گردد ، و بنابر آنچه از سخن مدعى برآمد لازم مىآيد كه سرزنش شدن فقط بر انجام ندادن كار واجب باشد و اين ، هم بر خلاف مدعاى مخالفين است و هم بر خلاف گفتهء ما ، زيرا آنان جز انجام دادن كار بد چيزى را علت سرزنش نمىدانند و ما هم دو چيز را سبب استحقاق سرزنش شدن مىدانيم ، نه يكى را .