تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
آنها به جاى ديگرى در يك جا انجام مىگردند ، به مانند فراهم بودن و پراكنده بودن ، به جنبش درآمدن و در جاى ماندن ذرات ماده است ، ( كه اكوان گفته مىشوند ) . و نمونهء كارهائى كه ضد يكديگرند و يك نفر با همهء هستى خود آن را انجام مىدهد ، خواستن و نخواستن است ؛ زيرا هرگاه ، يكى از ما در پاره‌اى از دلش ، يك خواستن را پديد آورد ، اين خواستن به جاى ضدش كه نخواستن است ، پديد آورده شده است ؛ و آن ضد ديگر كه نخواستن است ، و دست باز داشتن از خواستن است ، هرچند در جاى ديگرى از دلش پديد آورده شده است اما به اين نبايد نگريست كه توانائى بر دست باز داشتن از يك كار ، با توانائى بر انجام دادن همان كار يكى باشد ؛ زيرا آن توانائى كه خواستن در يك پاره از دل ، از آن سر مىزند ، به جز آن توانائى مىباشد كه نخواستن ، در پارهء ديگرى از دل ، با آن پديد مىآيد ؛ هرچند خواستن دست باز داشتن از همان نخواستن است . و بنابر آنچه آشكار كرديم ، دست بازداشتن از كار ، در ميان كارهاى خداوند برتر از همه چيز ، يافت نمىشود ؛ زيرا ما شرط كرديم كه دست بازداشتن ، بايد با توانائى آغاز شده باشد ، و در دست بازداشتن از كارهائى كه با ميانجى شدن كار ديگرى سر بزند ، نمىآيد ؛ زيرا گفتيم ، دست بازداشتن از كار ، و كارى كه از آن دست باز داشته مىشود ، بايد هريك از آنها با همان توانائى بر انجام دادنش آغاز گردند و اين شرط از آن جلوگيرى مىكند كه دست بازداشتن از كار ، در كارهائى پديد آيد كه با ميانجى شدن كار ديگر انجام مىگيرند ، و يا از كارهائى باشند كه پاره‌اى از ميانجى شدن كار ديگر ، و پارهء ديگرش بدون ميانجى شدن كار ديگر انجام گيرد . و دليلى كه مىرساند ، با كوتاهى كردن در كارى كه بايد انجام گردد سزاوارى سرزنش شدن پديد مىآمد اين است ، كه خردمندان هركسى را سپرده‌اى پيش او باشد و آن را از او بخواهند ، و با نداشتن بهانه‌هائى آن را پس ندهد ، او را سرزنش مىكنند و هرچند ، چيزى جز اين را ندانسته باشند ، و از انجام دادن كار