تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
و دست بازداشتن از آن ، و از چيزهاى ديگر ، بىخبر باشند ؛ پس بايد براى خوبى سرزنش كردن همين بس باشد . و آنچه گفتيم به اين دليل آشكار مىشود كه پى بردن به خوبى يا بدى كارها ، پيرو آگاه بودن از چيزى است ، كه داراى خوبى و يا بدى مىباشد ، چه شناسائى به هم پيچيده يا از هم جدا به اين داشته باشند « 1 » . پس اگر چنين نباشد كه پس ندادن سپرده ، خوبى سرزنش كردن را به وجود مىآورد مىبايست با دانا بودن به آنچه ياد كرديم ، سرزنش كردن او خوب نباشد و مىبايست ما به خوبى سرزنش كردن آگاه باشيم و به چيزى كه خوبى آن را پديد مىآورد دانا نباشيم ، و چنين چيزى نادرست است . دليلى كه پرده از درستى اين سخن بر مىدارد ، آن است كه هرگاه بدانيم او كار بدى انجام داده است و آگاه باشيم كه براى انجام دادن آن سزاوار سرزنش شدن گرديده است ، بدون شك خواهيم دانست كه همان انجام دادن كار بد ، سزاوار شدن سرزنش شدن را برايش فراهم كرده است ، نه چيز ديگر ، پس دربارهء كسى كه در انجام دادن كارى كه بايد انجام بدهد كوتاهى كرده است ، همين را مىگوئيم . پس اگر بگويند : آيا چنين نيست كه اگر پيمبر بر او و خاندانش درود بادا ، آگاهى دهد كه زيد سزاوار سرزنش شدن است با آگاهى دادن او خواهيم دانست كه سرزنش كردنش خوب است هرچند ندانيم ، چه چيز او را سزاوار سرزنش شدن گردانيده است ، پس چگونه مىشود آنچه را گفتيد درست باشد . خواهيم گفت : ما از راست‌گفتارى پيمبر درود بر او بادا ، دانسته‌ايم : چيزى در كارش وجود دارد كه او را سزاوار سرزنش شدن گردانيده است ؛ و همچنان است اگر پيمبر ، بر او دورود بادا ، دربارهء مردى بگويد او چون كار بد
هامش
( 1 ) از اين سخنان بر مىآيد كه خوبى و بديهاى حقيقى علت امرونهىهاى شرعى است نه آن كه خود امرونهى منشأ تكليف باشد .