نتيجه آن كه تنوع حوادث ، هرگاه همراه با نظم علمى و عملى باشد ، دليل بر اين است ، كه مبدأ حوادث ، آنها را از روى بصيرت ، و دانائى و اختيار ، به وجود مىآورد .
4 - عقيدهء ديگرى كه شيخ طوسى و متكلمان ديگر آن را نيز باطل كردند ، اعتقاد كسانى بود ، كه گرچه براى كليات ، و جزئيات عالم ، يك علت ثابت دانا كه علة العلل و خارج از عالم است ، پذيرفتند ، اما خلاقيت او را جبرى و قطعى پنداشتند و آن را منطبق بر قانون فيض و فيضان نمودند ، و گفتند ، چون ريزش نور وجود از او است و فيضش قديم است ، پس وجود عالم كه اثر فيض او است نيز قديم است .
متكلمان اسلامى ، در برابر اين عقيده گفتند : وجود علت جبرى هميشه با وجود معلول همزمان است ، و بنابراين وقايع تدريجى ممكن نيست از يك علت قديم هميشگى سر بزند ؛ زيرا بنابراين فرض ، بايد ، هر يك از حوادث نوظهور قديم باشد ، و يا موجود قديم تازه موجود شده باشد . « 1 »
متكلمان دليل ديگرى هم ، براى باطل كردن جبرى بودن آفرينش عالم آوردهاند ، و آن از طريق غايت و هدف است ؛ مىگويند عمل ارادى بدون آهنگ كردن هدف معين و مشخصى قابل تحقق نيست ؛ و موجود شدن چيزى كه آهنگ مىشود ، پيش از اقدام كردن به كار و همزمان با آن ، بايد وقوعش مسلم و قطعى نباشد ؛ زيرا اگر وقوع حادثهاى از پيش يقينى باشد ، متعلق قصد و عمد ، واقع نخواهد شد ؛ براى اين كه كوشش كردن ، براى سرزدن كارى كه خود به خود ، انجام خواهد شد ، بيهوده است .
بنابراين پيدايش عالم قطعى و جبرى نيست ، بلكه احتمالى است ، و ارادهء خالق وقوعش را مسلم و قطعى مىكند ، آنهم در حين وقوع نه پيش از آن .
قاعدهء عموم قدرت
پس از ثابت شدن صفت قدرت ، اختلاف ديگرى پيش مىآيد ، كه آيا به طور كلى ، با صفت قدرت چه نوع ، از كارها انجامشدنى مىباشد ، و چه كارهائى را خداوند ، مىتواند انجام بدهد ، و چه چيزهائى از توانائى او بيرون است .
هامش
( 1 ) عبارت خواجه نصير طوسى اين است : وجود العالم بعد عدمه ينفى الايجاب ( كشف المراد ص 172 چاپ محمدى قم ) و در جاى ديگر مىگويد ، فيلزم من ذلك اما قدم العالم ، او حدوث اللّه و هما باطلان ( باب حادى عشر ص 11 ) و براى توضيح بيشتر مطلب به شرح مواقف قاضى عضد ايجى چاپ هند ص 583 رجوع شود .