نتايج اثبات قدرت
متكلمان اسلامى با اثبات صفت قدرت عقايد متنوعى از فلاسفهء طبيعى و غيرطبيعى را رد كردند . و شيخ طوسى در اين كتاب گرچه نامى از صاحبان عقايد نبرده ، اعتقادات آنان را باطل كرده است . و مىتوان آرائشان را چند دسته شمرد :
1 - گروهى از فلاسفهء قديم گرچه به وجود يك اصل پايدار هميشگى معتقد بودند اما وجود عالم را از اصل انكار مىكردند ، تا چه رسد به اينكه آفرينندهاى برايش بدانند ؛ زيرا آنان همهء تغييرات طبيعى و حوادث مشهود و كثرت و تنوع موجودات را وهمى و خيالى مىپنداشتند ، و در نتيجه لزومى نمىديدند ، كه معتقد به وجود خالق و سرپرستى بصير و فعال مطلق باشند ، كه نظم تحولات و تنوع موجودات را سرپرستى كند ، و فلاسفه اليائى قديم ايونى كه بارمنيدس و زنون كبير و جز آنان باشند ، نمونهاى از اين عقايد را داشتند ، پس آنان منكر تحقق قانون عليت و يا حريت ارادى حقيقى شدند .
2 - دستهء ديگر از فلاسفهء طبيعى از اين راه منكر وجود خالق شدند كه گفتند عالم برخوردى وجود پيدا كرد ، و هميشه به پيشآمد ذرات ماده يك جا به هم مىپيوندند و كرهاى را تشكيل مىدهند ، و جهان به اينگونه پديد آمده است .
ذيمقراطيس و اپيكور و پيروانش از دارندگان اين عقيده بودند و مىگفتند ، پيدايش كرات بزرگ ، به پيشآمد بوده است ، هرچند وقايع كوچك از راه تسلسل حوادث سر مىزند ، پس اينان نيز منكر وجود خالق بودند .
3 - گروه ديگر منكر تصادف بودند ، و هيچ حادثهء كوچك يا بزرگى را بدون علت نمىدانستند ، اما وجود يك علت ثابت هميشگى را هم انكار كردند ، و گفتند هر حادثهاى كه پيش از حادثه ديگر سر مىزند علت سرزدن حادثهء پس از خود مىشود پس اجزاء عالم يكديگر را به وجود مىآورند ، و آنان به تسلسل وقايع اعتقاد كردند ، و وجود يك علت هميشگى بيرون ازين جهان را انكار نمودند .
شيخ طوسى و متكلمان ديگر پس از او عقايد آنان را به اين دليل باطل كردند ، كه بنابر اصل تسلسل وقايع و انكار علت ثابت ، بايد همهء موجودات از يك نوع باشند و همهء وقايع هميشه متشابه سر بزنند ؛ زيرا از علتهاى متشابه جز نتايج متشابه پديد نخواهد گرديد ؛ و تنوع حوادث و كثرت موجودات ، دليل بر جبرى نبودن پديد آوردن موجودات است و به فرض اين كه وقايع جبرى ، متنوع به وجود آيند ، با بىنظمى و تضاد ، همراه خواهند بود .