در اين قضيه حكم به ملازمه يا لزوم يك جانبه ما بين طرفين قضيه شده است به اين كه اگر قضيهء اول سر بزند دومى نيز سر خواهد زد . و در قرآن كريم آمده است :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
« 1 » در اين آيه حكم به ملازمه ما بين وقوع دو قضيه شده است ، كه هرگاه يكى از آن دو سر بزند سرزدن ديگرى نيز قطعى و حتمى است ، و چنانچه هريك آنها سر نزند سرزدن ديگرى ناشدنى است . هرچند سرزدن قضيهء نخست كه گرد آمدن خدايانى در جهان باشد ، ناشدنى است ، و تباه شدن جهان نيز ناشدنى است .
فلاسفهء اشراقىروش ، مىگويند : سرزدن آفرينش جهان از آفريننده ، به طور فيضان است ، و ريزش فيض وجود لازمهء موجود كامل تام است ؛ پس سرزدن عالم از او حتمى است و سرنزدنش از او ناشدنى است ، اما قطعى بودن پيدايش جهان منافى با اين نيست كه بايد او بخواهد ، و جهان نيز بايد از او سر بزند . البته اين كه مىگوئيم اگر خدا بخواهد ، چنين خواهد شد و اگر نخواهد ، نخواهد شد درست است ؛ زيرا خواست خداوند علت است ، و وقوع حادثهء معين معلول آن است ، اما چون وقوع يا لا وقوع خواست يا ناخواست او قطعى و حتمى است ، سرزدن هر حادثهاى در جهان يا سرنزدن آن ، نيز حتمى و قطعى است ، و احتمالى بودن آن براى اين است كه ما از آن آگاه نيستيم .
بنا به نظر اين دسته از فلاسفه عمل ارادى به طور كلى مشمول قانون عليت است ، و قانون عليت مشتمل بر سه اصل است :
اصل اول : از هيچ علت بدون جزء ، و بسيطى ، جز يك معلول قابل صدور نيست .
اصل دوم : هيچ علت بدون جزء و بسيطى ، از معلول خود قابل جدا شدن نيست اگرچه در يك لحظه باشد .
اصل سوم : هيچ معلولى كه علتش بدون جزء يا تام الاجزا باشد ، ديرتر از وجود علت پديد نخواهد آمد .
بنابراين علت و معلول حقيقى در همهء مراحل وجود و عدم هميشه با هم خواهند بود . اين دسته از فلاسفه كه نام برده شد . از اين سه اصل نتيجه گرفتهاند ، كه عالم قديم است ؛ زيرا وجود عالم لازمهء وجود ذات خالق است . و با اين كه عمل خداوند از روى آزادى و اختيار از او سر مىزند جبرى هم هست .
هامش
( 1 ) سورهء انبيا آيهء 22 .