و اينك يكايك اين صفتها ، به اختصار بيان مىشود .
اول - قدرت
اثبات صفت قدرت براى بيان اين قضيه است كه مبدأ وجود عالم جبر و كورى طبيعت نيست و توضيح اين قضيه در چند فصل مربوط به اين صفت ، خواهد آمد .
تعريف قدرت
متكلمان اسلامى صفت قدرت را چنين تعريف كردهاند ، كه گفتهاند : قدرت ، صحت فعل و صحت ترك عمل است . و با اين بيان كار صادر از قدرت را از قانون عليت و جبر يعنى حتمى بودن وقوع خارج كردند ؛ زيرا آنچه از علت صادر مىشود مشمول صحت صدور هست ، اما صحت عدم وقوع ، بر آن صادق نيست ؛ زيرا صدور معلول از علت قطعى و حتمى است و سر نزدن معلول از علت ، آن را از علت بودن بيرون مىبرد ؛ و علت و معلول از يكديگر جداشدنى نمىباشند . و براى روشن شدن كامل اين سخن بايد ، به گفتار شيخ طوسى در اين كتاب رجوع كرد .
فلاسفه بر خلاف متكلمان در عين اين كه تعريف قدرت را به آنچه گذشت پذيرفتهاند ؛ با اين همه ، آن را طورى تفسير مىكنند كه منافى با قطعى بودن وقوع عمل نباشد ، و در نظر ايشان كار ارادى نيز مانند كار طبيعى مشمول قانون عليت است .
زيرا ايشان صحت صدور عمل را به معنى امكان عام و شدنى بودن سرزدن كار از كنندهاش مىدانند ، و مىگويند ، صحت ترك صرفا فرض محال است .
توضيح نظر ايشان اين است : عمل ارادى به كارى گفته مىشود ، كه اگر شخص انجامدهنده بخواهد ، بكند ؛ و اگر بخواهد ، نكند . اين جمله يك قضيهء شرطيه است ، و در قضيهء شرطيه به تلازم وقوع ما بين مقدم و تالى كه دو جزء قضيه است ، و يا به لزوم يك جانبه حكم شده است .
بنابراين سرزدن كار و سر نزدن آن ، به خواستن و نخواستن آن موكول گرديده است ، اما موكول بودن مشروط بر شرط نمىرساند كه وقوع قضيه بايد احتمالى باشد .
زيرا قضيهء شرطيه بر دو قسم است : لزوميه و اتفاقيه . در شرطيههاى اتفاقيه سرزدن و سر نزدن حادثهاى كه مشروط است ، احتمالى مىباشد ؛ اما در شرطيههاى لزوميه چنين نيست ؛ زيرا جدا شدن مشروط از شرط محال است . شرطيهء اتفاقيه مثل اين كه گفته شود اگر فلانى سفر كند من هم سفر خواهم كرد . قضيه شرطيهء لزوميه ، مثل اين كه گفته شود ، اگر آتش به جسم سوختنى بدون هيچ مانعى و با تمام شرايط برسد ، آن را خواهد سوخت ؛ و اگر با همين شرايط به آن نرسد نخواهد سوخت .