ب - اقسام صفتها
[ صفات ثبوتيه ]
هر مفهومى كه صفت قرار مىگيرد از دو قسم خارج نيست ؛ زيرا : يا عدمى است و يا وجودى است . به تعبير ديگر يا ايجابى و يا سلبى است . صفت وجودى و ايجابى مانند دانائى و بينائى و صفت سلبى مثل نادانى و نابينائى است .
در مورد ذات الهى نيز سلبى و ايجابى هر دو يافت مىشود ؛ زيرا غنى سلب نيازمندى است ، و قدوس سلب حد و ماهيت و فقر امكانى و سلب همانند چيزى بودن ، و سلب نقايص مادى و جسمانى است .
صفات وجودى نيز چند قسم است :
1 - ايجابى حقيقى بدون اضافه به غير ؛ مانند حيات ، و وجوب وجود ، يا ضرورت بود .
2 - ايجابى حقيقى با اضافه به غير ، مانند علم و قدرت .
3 - ايجابى غيرحقيقى و مضاف صرف ، مانند اوليت و آخريت .
4 - ايجابى غير حقيقى و مضاف از نوع صفت فعل ؛ مانند ربوبيت ، رازقيت ، و خالقيت .
گذشته از صفت هستى كه موضوع براى صفتهاى ديگر است ، در شمارهء صفتهاى ايجابى حقيقى گفتگو بسيار است ؛ پارهاى از متكلمان صفات اصلى را منحصر به علم و قدرت دانستهاند ، و صفتهاى ديگر را به اين دو بازگشت دادهاند ؛ زيرا چيزى كه موجود نخستين و خالق را از ماده و طبيعت جدا مىكند ، همين دو صفت است .
گروه ديگر صفتهاى اصلى را چهار شمردهاند ، كه عبارت از وجوب و حيات و علم و قدرت است .
ابو هاشم جبائى معتزلى صفت پنجمى بر اين چهار افزوده و آن صفت را اصل و ريشهء همه گرفته است ، كه صفت الوهيت به معنى سرپرستى و كارگردانى عالم وجود مىباشد .
بيشتر متكلمان ، شمارهء صفات اصلى خداوند را بنابرآنچه از متون شرعى استفاده مىشود ، هفت گفتهاند ، و صوفيان آنها را ائمهء سبع نام دادهاند و عبارتند از :
1 - قدرت 2 - علم 3 - اراده 4 - حيات 5 - سمع 6 - بصر 7 - كلام .
پارهاى ، دو صفت ديگر بر اين هفت افزودهاند . كه صفت « قدم » به معنى پيشينگى و ديرينگى ، و ديگر « صدق » به معنى راستگفتارى است .