تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
و هرتاوانى را كه هريك از ما سزاوار مىگردد هم‌اكنون ، آن را از ديگرى بستاند و روا باشد ، در همين جهان آن را بيشتر بگيرد ، و از چيزهائى باشد كه درخواست كردنى و دريافت‌شدنى باشد ، هنگامى كه با بخشيدن ، و از بدهى پاك كردن ، آن را از ميان براندازد ، به مانند چيزهاى ديگرى كه بايد دريافت كند و برانداختنى مىباشند ، برانداخته مىشود . اما تاوان‌هائى كه خداوند برتر از همه ، بايد آن را بپردازد ، و يا پاره‌اى از مردم ، از پارهء ديگر بايد بستانند ، و بر آن رو باشد كه بايد پرداختن آن تا جهان ديگر پس بيفتد ، و خداوند برتر از همه ، بايد آن را بستاند ، با پاك كردن اين‌گونه بدهى ، و با بخشيدن آن برانداخته نمىشود ؛ زيرا برانداختن چيزى كه بايد پرداخته شود ، پيرو اين است كه درخواست كردن و گرفتنش روا باشد ؛ زيرا همهء اينها ، دست بردن در چيزى است كه بايد دريافت گردد ، و كسى كه خود او نمىتواند چيزى را كه بايد به او برسد ، بگيرد و درخواست كند ، نمىتواند آن را براندازد ، و اگر آن را براندازد ، بر نمىافتد . و براى همين سخنى كه يادآور شديم ، چيزى كه به كودك بدون پدر بايد از ديگرى برسد ، با برانداختن و بخشيدن او ، برنمىافتد ؛ زيرا او نمىتواند آن را درخواست كند ، و نه آن‌كه دريافت كندش . و كسى كه مىگويد : تاوانى را كه نام برديم اگر گيرنده‌اش در جهان پسين آن را براندازد ، بر انداخته خواهد شد ؛ زيرا آنجا خانهء گرفتن دريافت كردنىها مىباشد . سخن اين گوينده نادرست است ؛ زيرا كسى كه چنين چيزى را بايد در جهان پسين دريافت كند ، نمىتواند آن را درخواست كند ، پس او در جهان پسين هم به مانند همين جهان است ؛ زيرا كسى مىتواند آن را بستاند ، كه اندازه‌اش را بداند و هنگام دريافت كردن آن را بشناسد . پس اگر بگويند : بنابراين كه تاوان برانداختنى نباشد ، پس بدهى را از ديگرى پاك كردن و وام گشادن ، در جاهائى كه برخورد مىكنيم ، چه معنى دارد ؟ خواهيم گفت : بدهى را از ديگرى پاك كردن ، در جاهائى اثر دارد كه آنچه