آنچنان كه پاداشهاى فرمانبرداريهاى او را نابود مىگرداند .
اين سخن را از آنرو نمىتوان گفت كه نابود شدن پاداش ، با دليلهائى كه خواهيم آورد پيش ما ، نادرست مىباشد ، اما فرمانبرداريها پيش ما از كافر سر نمىزنند پس آنچه را گفتند ، نبايد بپذيريم .
بالاتر از آن ، كسى كه مىگويد ، كافر بودن پاداش فرمانبرداريها را نابود مىكند ، سخن او با سزاوار شدن پاداش و كيفر ، درست نمىآيد ؛ زيرا گرفتن پاداش همزمان با بزرگ داشتن و بزرگ وانمود كردن پاداش گيرنده است ، و كيفر شدن همراه با سبك شمردن و خوار كردن كيفرشونده است ، و بزرگ داشتن و خوار كردن با هم درست نمىآيند ؛ اما تاوان گرفتن و كيفر شدن ، چنين نيستند .
و كسى كه مىگويد ، سزاوار بودن تاوان گرفتن نابود نمىشود ، اما درون كافر بودنش در آمده ، پارهاى از آن مىشود ، اين همان پذيرفتن نابود شدن تاوان ، با كافر بودن است ؛ زيرا پاداش گرفتن و كيفر شدن پيش اين گوينده يكديگر را نيست مىكنند ؛ براى اين كه هريك از اين دو ، پارهاى از ديگرى مىگردند .
پس اگر بگويند : هرگاه تاوان هميشگى باشد ، و چون هميشگى است در اين جهان بسيار داده نشود ، پس كافرى كه سزاوار كيفر شدن و تاوان گرفتن هر دو است ، ناگزير بايد ، تاوانى كه مىگيرد ، پارهاى از شكنجه ديدنش گردد ؛ زيرا رساندن تاوان به او ، جز بر اين روى ، ناشدنى مىباشد .
خواهيم گفت : بازگشت كردن چيزى كه بايد داده شود بدون خوشنود گردانيدن يكديگر ، روا نمىباشد ، و تاوان گرفتن ، از گونهء چيزى به جز شكنجه ديدن است ، پس چگونه مىشود كه پارهاى از آن گردد .
پس اگر بگويند : چون كه پيشگيرى كردن از زيان ، به جاى سود رساندن مىايستد ، مىشود كه پارهاى از آن گردد .
خواهيم گفت : اگر چنين شود ، ناگزير بايد ، يكديگر را خوشنود گردانند ، و گرنه روئى براى اين نيست ، كه سود بردن ، به چيز ديگر باز گردد ، تا كه پارهاى از تاوان گرفتن شود .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 520
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٢٠