گرفتن به مانند پاداش يافتن نيست ، كه پاداش گيرنده بايد خردمند باشد و بداند ، گرفتن پاداش براى سزاوار بودن آن است .
و اگر هم به كسانى كه خرد ندارند تاوان برسد از بريده شدنش آگاه نمىگردند تا از پايان يافتنش دردناك گردند ؛ زيرا به تنهائى خود بريده شدن سودها ، زيان نمىباشد .
و چنانچه بگويند : همهء مسلمانان بر اين گرد آمدهاند ، كه كودكان ، با خرد درست به هستى بازگشت داده مىشوند .
گفته خواهد شد : رواست نخست بازگشت داده شوند و همهء تاوانها به آنان پرداخته شود ، و آنگاه خردشان درست گردد ، و به آنان بخشش گردد .
و رواست در آغاز هم درست خرد باشند ، سپس از راه بخشش ، بدون اينكه سزاوار باشند ، هميشه به آنان تاوان داده شود .
اما كسى كه پاداش مىگيرد ، و تاوان او تا جهان ديگر پس مىافتد ، رواست در زمانهاى پراكنده ، جداجدا ، به او تاوان داده شود ، تا بريده شدن آن را ادراك نكند ، آنچنان كه در بسيار دادن پاداشهائى كه در اين جهان از ميان مىرود ، همين را مىگوئيم ، و در زمانهاى ميانه هم تا هنگام پاداش گرفتن به او تاوان داده شود .
و مىشود كه از راه بخشش هميشه به او تاوان بدهند تا به اندوهناك شدن او نكشد .
و نيز دليل ديگرى كه بريده شدن تاوان گرفتن را مىرساند ، اين است كه مىدانيم خداوند برتر از همه ، بسا باشد كسى را كه كافر مىميرد در ساليان خردمندى يا در كودكى ، دردناك گرداند ؛ پس اگر براى دردناك شدنش ، سزاوار تاوان گرفتن هميشگى گردد ، هنگامى كه در آتش است و كيفر مىشود ، رساندن تاوان به او نشدنى است ؛ و نمىشود هم كيفر شود و هم تاوان دريافت كند ، و اگر گرفتن تاوان بريده شدنى باشد ، مىشود اكنون در اين جهان به او تاوان بسيار بدهند .
و نمىتوان گفت : كافر بودنش ، تاوانهائى را كه بايد بگيرد نابود مىكند ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 519
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥١٩