پس اگر بگويند : ناچارى به اين مىكشاند .
خواهيم گفت : اينجا ناچارى وجود ندارد ؛ زيرا بنابراين گفتار ، كسى كه سزاوار شكنجه ديدن هميشگى ، و تاوان گرفتن هميشگى مىگردد ، مىشود كه تاوان گرفتن شكنجه شدنش را ببرد و از آن بكاهد ؛ زيرا چنين چيزى به حكم خرد خوب است ، پس چه ناچارى به اين خواهد بود ؟ و اينكه مىگويند ، ناچارى به چنين چيزى مىكشاند ، هنگامى درست است كه جز آن شدنى نباشد .
دليل ديگرى كه مىرساند ، تاوان گرفتن ، پايانپذير است ، اين است كه اگر هميشگى باشد ، بايد بر خود هموار كردن دردناكى ، بدون آگاه شدن از هميشگى بودن تاوان خوب نباشد ، آنچنان كه بر خود هموار كردن زيان ديدن ، بدون سود كنونى بردن ، خوب نيست ؛ و مىبايست ستم كردن خوب باشد ؛ زيرا بنابراين روش ، ستمگر با ستم كردن خود ، به ستمديده ، با تاوان دادن هميشگى ، سود هميشگى مىرساند .
پس اگر بگويند : اين سخن را كسى بايد بپذيرد ، كه مىگويد همهء تاوانها ، هميشگى مىباشند ، و ما آنها را از هم جدا كرديم ، و گفتيم ، تاوانهائى را كه ما بايد بدهيم ، پايانپذير است ، و آنچه را خداوند بايد بدهد ، هميشگى مىباشد .
پس به آنان گفته مىشود : چون خداوند برتر از همه ، هريك از ما را ، با گرسنگى و تشنگى به خوردنى و آشاميدنى نيازمند مىگرداند ، پس بايد شايسته نباشد كه اين نيازمندى را با خوردن و آشاميدن از خود پيشگيرى كند ؛ زيرا بردبارى كردن او ، بر اين دو چنين فراهم مىكند كه به سودهاى هميشگى برسد .
پس اگر بگويند : به حكم خرد بايد زيان گرسنگى و تشنگى را از خودش پيشگيرى كند و براى همين است ، كه ما بايد آن را از خود پيشگيرى كنيم .
خواهيم گفت : اگر تاوان گرفتن هميشگى باشد ، بايد در خرد او چنين حكمى باشد ، كه بايد بر آن بردبارى كند ؛ زيرا نمىشود باور كردنى باشد ، كه از زيانى ، سود هميشگى به دست آيد و بر او باشد كه بايد آن زيان را از خود پيشگيرى كند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 521
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٢١