ستمگرى بر خداوند خواهد بود ؛ گفتهاند جدائى ميان اين دو ، با خردمندان به اين است كه خردمندان ، با باز زدن ، و تكليف كردن از ستمگرى جلوگيرى مىشوند ، و كسى كه خرد ندارد ، تكليف برايش نيست . و اين گفتار نادرست است ؛ زيرا هرگاه چهارپا و كسى كه خرد ندارد ، زيان برساند ، تاوان دادن ، بر دردناككننده است ، نه بر خداوند برتر از همهچيز ؛ زيرا ما آشكار كرديم كه دستيابى دادن به زيان رساندن پذيرفتن پرداخت تاوانها را فراهم نمىكند ؛ زيرا اگر خداوند برتر از همه ، با دستيابى دادن او بر ستمگرى ، پرداختن تاوان را پذيرفته باشد ، دردناك كردن او كار خوبى خواهد بود ، و بد نمىباشد ؛ براى اينكه پذيرفتن تاوان آن زيانها ، خوبى زيان رساندن را فراهم مىكند ، آنچنانكه سر بريدن چهارپايان ، خوب است ؛ و همانا مىدانيم كه ستمگرى كار بدى است ؛ آيا نمىبينى ، ما بايد چهارپا را از ستم كردن جلوگيرى كنيم ، و روا نيست كه جلوگيرى كردن از كار خوب بر ما باشد . و براى اين كه ستم كردن از چهارپايان بد است ، نمىبايد چهارپايان سزاوار نكوهش گردند ؛ زيرا هيچ چيز سزاوار نكوهش نمىشود ، مگر به بدى آن دانا باشد ، يا بر دانا شدن به بدى آن دست داشته باشد ، و دستيابى بر دانا شدن در كسى كه خردمند نباشد وجود ندارد .
اما دردناكىهائى كه ما در خودمان پديد آوريم ، براى آن ، سزاوار گرفتن هيچ تاوانى نمىشويم ؛ زيرا يكى از شرطهاى سزاوار شدن تاوان اين است كه گيرندهء آن ، جز آن كسى باشد كه بايد از او تاوان بستانند ؛ و اين دوگانگى ميان يك نفر با خودش پديد نمىآيد ، آنچنان كه براى سود رساندن به خودش سزاوار سپاسگزارى و بستانكارىهاى گوناگون ديگر نمىشود ، جز آنكه در هرجا دردناك كردن بد باشد ، با دردناك كردن خودش ، از سوى خردمندان ، سزاوار سرزنش مىگردد ، و اگر دردناك كردن خودش در جاهائى باشد كه سزاوارى ستودن پديد آورد ، سزاوار ستودن خواهد شد ، و بدهكار شدن تاوان در هريك از ما جائى است كه به ديگرى زيان رسانده باشد ، و هنگامى است كه گوئى خودش به آن آغاز كرده باشد ؛ زيرا اگر او را به زيان رساندن ديگرى ناچار كرده باشند ، كسى كه به زيان
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 514
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥١٤