رساندن وادار كرده است بايد تاوان بدهد ، نه ديگرى . و شرط ديگر بستانكار شدن تاوان اين است كه با روا داشتن خداوند برتر از همه ، يا براى فرمان بردن از او سر نزند ؛ زيرا كارى كه به فرمانبردارى او ، يا روا داشتن او انجام گردد ، و زيانى به ديگرى برسد تاوان آن را بايد خداوند برتر از همه ، بپردازد .
خردمند بودن دردناككننده ، براى بستانكار شدن تاوان ، شرط نيست ؛ زيرا ما آشكار كرديم كه گاهى چهارپا ، يا كسى كه خردمند نباشد ، بايد تاوان بپردازد ، و بدهكار شدن تاوان ، جدا از سزاوار شدن ستودن ، و سرزنش شدن است . و براى همين است كه هركس بدون آهنگ كردن يا به فراموشكارى ، يا در خواب كسى را بكشد ، بايد خونبها بپردازد .
پس اگر بگويند : اگر چنين است كه در كشتن بدون آهنگ داشتن ، خود كشنده بايد خونبها را بپردازد ، پس چرا خويشان نزديك و وابستگان او بايد خونبها بپردازند ؟
خواهيم گفت : اين حكم پيرو دستور دين است ، و فرمانبردارى از شنيدنىهاى شرعى است ، و به راستى تاوان كشتن نيست ، بلكه ، تاوان را بايد ، خود كشنده بدهد و در جهان پسين از او گرفته مىشود ؛ آيا نمىبينى كسى كه در اين جهان خونبها به او مىرسد ، همان كسانند كه آنچه از مرده بازمانده ، به آنان مىرسد ، و كسانى هستند كه كار مرده در دست ايشان است .
و درخور چيزى كه براى تاوان داده مىشود اين است كه به خود شخص ستمديده برسد نه به ديگرى .
و ميان مردم كسانى هستند كه مىگويند ، رواست هرتاوانى كه به مرده بايد برسد ، به بازماندگانش داده شود ، آنچنان كه دارائىهاى بازمانده از او به آنان مىرسد ، و سخن نخست درستتر است ؛ زيرا دردمنديها بر خود كسى كه كشته شده فرود آمده ، و تاوان آن دردمنديها بايد به خود او برسد ، تا به جاى زيانها و دردمنديهائى كه به او رسيده باشد ؛ و اين به مانند دارائىهاى مادى و بستانكاريها نيست تا پس از مرگش به بازماندگان نزديكش بگردد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 515
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥١٥