و كسى كه ديگرى را به زيان رساندن ناچار مىكند ، خود او كه ناچار مىكند ، بايد تاوان آن را بدهد ، چه او را وادار كرده باشد كه به خودش يا به ديگرى زيان برساند ؛ زيرا با ناچار كردنش ، گوئى خود او اين كار را انجام داده است .
و همچنين كسى كه كودكى را زير سرماى سخت مىگذارد تا بميرد ، همان كس بايد خونبهاى او را بدهد ، نه خداوند برتر از همه ، زيرا با در دست مرگ نهادن او ، گوئى خودش او را به مرگ رسانده است . و براى همين است كه خردمندان بر نابود شدن كودك او را سرزنش مىكنند ، نه بر اينكه او را زير سرما گذارده است .
پس اگر چنين نباشد كه آنان زير سرما گذاشتن او را همان نابود كردن مىدانند ، او را بر آن سرزنش نمىكردند .
و كسى كه چوبى را بر پشت چهارپائى استوار ببندد ، و آن چوب موجود زندهاى را هنگام راه رفتن دردناك گرداند ، يا دارائى كسى را نابود كند ، تاوان آن بر چهارپا است ، نه بر آن كس كه چوب را بر آن استوار بسته است ؛ زيرا كسى كه چوب را بر آن استوار بسته است به مانند آن كس است كه ديگرى را به ستم كردن دستيابى مىدهد ، و ما آشكار كرديم ، كسى كه ديگرى را بر ستم كردن دستيابى مىدهد تاوان را او نبايد بپردازد . بار خدايا مگر آن چهارپا را به درشتى و سختى رانده باشد و با آن چوبى كه بر پشتش بسته شده ، زيان سر زده باشد ، پس اگر چنين باشد ، تاوان را بايد رانندهء آن بدهد ، نه چهارپا .
اما سخن كسى كه مىگويد ، چيزى كه بدون خرد است ، مانند موش و پشه و ككها و مارها و كژدمها و جز آنها ، چگونه مىتوان گفت ، بايد تاوان بدهد ، و اين از گفتارهائى است كه به زشتى در اين باره شناخته شده است . سخن خود اين گوينده ، به جز زشتى چيزى نيست ؛ زيرا سزاوار است از دليلها پيروى گردد ؛ و چون دليل مىرساند كه ستمگر بايد تاوان بدهد ، بايد اين را هم پذيرفت .
بالاتر از آن ، ما نمىگوئيم ، بايد چهارپا تاوان بدهد ، بلكه مىگوئيم ، خداوند برتر از همه ، بايد تاوانها را از آن بگيرد ، و به ستمديدگان پس بدهد ، آنچنان كه مىگوئيم سرپرست كودك ، ديهها و تاوان ويران كارىهائى را كه بر اوست ، بايد
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 516
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥١٦