تاوان كار آنان را ، نپذيرفته است بلكه چون خداوند برتر از همه ، ستمگر را بر ستم كردن توانا گردانيده است ، بايد داد ستمديده را از ستمگر بستاند .
پس اگر بگويند : چگونه مىتوان گفت ، هريك از ما كه ديگرى را دردناك گرداند ، بايد تاوان بدهد ، با آنكه مىدانيم بسا شود يك نفر كسانى را بكشد ، و دارائىهاى بىشمارى را نابود گرداند : و شايد او چيزى نداشته باشد كه برابر كارهائى كه انجام داده ، از او تاوان بگيرند و به ستمديده داد بدهند .
خواهيم گفت : ميان مردم كسانى هستند ، كه مىگويند ، هركس بميرد ، و چيزى نداشته باشد كه تاوان بدهد ، خداوند سودهائى به او مىبخشد ، سپس آن را به ستمديدگانى كه سزاوار گرفتن تاوانها شدهاند باز مىگرداند .
و بسا باشد بر اين گفتار خورده بگيرند و بگويند ، داد بايد گرفته شود ، اما بخشش اينگونه نيست و شايد داده نشود ، و خداوند مىتواند ، به او بخشش نكند پس چگونه مىشود كارى كه بايد انجام داده شود ، به چيزى وابستگى يابد كه نمىبايد انجام گردد ، و رواست حاصل نشود .
پارهاى از آنان گفتهاند ، كسى را كه خداوند برتر از همه ، مىداند ، خواهد مرد و برابر آنچه بايد تاوان بدهد چيزى نخواهد داشت ، همانا خداوند برتر از همه ، او را بر دردناك كردن هيچكس توانا نمىگرداند ، بلكه او را با زور و يا با سرگرم كردن به كار ديگر از دردناك كردن ديگران ، جلوگيرى مىكند .
و كسى كه اكنون چيزى ندارد كه با همهء آنچه به جاى دردناك كردن ، بايد تاوان بدهد برابر باشد ، اگر از گزارشاتش دانسته شده باشد ، كه از خانهء اين جهانى بيرون نخواهد رفت ، مگر آنكه مانند آن چيزى را كه بايد تاوان بپردازد بستانكار خواهد شد ، اين گوينده روا دانسته است ، كه خداوند ، او را بر ستمگرى توانا گرداند .
و سيد مرتضى كه خدايش بيامرزاد بر هر دو گفتار با هم خورده گرفته و مىگويد : روا نيست خداوند برتر از همه ، كسى را بر ستمگرى دستيابى دهد ، مگر كه او هماكنون به اندازهء آنچه با ستمگرى بدهكار مىشود ، بستانكار باشد ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 512
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥١٢