بنابر آنچه گفته شد ، در اجسام محسوس ، از صدور كمترين كار و كوچكترين تأثير كه فرستادن نيروى تحريك ، بر حاسه است ، صفت وجود براى چيزى تصور مىشود ، و از هر خصوصيتى كه در نوعى از كار هست تصور صفت ديگرى ، به ذهن مىآيد ، پس وجود ، كه مبدأ تأثير است و كلىتر و عمومىترين صفتها و تصورها است ، موضوع براى صفتهاى ديگر مىشود ، و در تصور ما صفتهاى ديگرى عارض بر صفت وجود مىباشند .
نخستين خصوصيتى كه در كار سرزدنى از اجسام درك مىشود ، كار جذب غذا و دفع زيادىهاى جذب نشده است ، پس در هر موجودى اين نوع كار ديده شود ، حكم به وجود صفت رويندگى برايش مىكنيم .
پس از آن هنگامى كه صدور نوع ديگرى از كار در جسم روينده پديد آمد و آن از جائىبه جاى ديگر رفتن و جنبيدن اندام است ، حكم به وجود صفت جان داشتن مىكنيم ، و وجود قوت يا نيروى تكان خوردن پيرو جا نداشتن است ، و صفت درك كردن و احساس نمودن نيز پيرو آن است .
سپس هرگاه نظم و تناسب ميان حركات صادر از موجود جاندار ديده شد ، حكم به توانا بودن بر اراده كردن مىشود ، و از دقت و نظم بيشتر در آن به صفت دانا بودنش پى برده مىشود . در اين جا ملاحظه شد كه زور و قوت ، خاصيت جا نداشتن است ، و توانستن به اراده كردن وابستگى دارد ، و جانداران پايينتر از انسان اين صفت را ندارند .
و از اين كه انسان از ميان شرطهاى زمانى و مكانى و خصوصيات گوناگون انجام دادن كار ، با يكى از آنها كار مىكند ، وجود صفت اختيار و بر گزينش ، ثابت مىشود ، پس از هر قيد زايد ، و هر خصوصيتى كه بر مطلق كار كردن افزوده مىشود ، به وجود صفتى پى مىبريم كه غير از صفتهاى نامحسوس ديگر است .
اما ترتيب پى بردن به صفتهاى ذات الهى بر عكس آن است ؛ زيرا چنان كه تذكر داده شد ، شيخ طوسى نخست صفت قدرت و علم را ثابت مىكند ، و صفت وجود را پس از همه ثابت مىنمايد ؛ زيرا گفته شد ، از ديدن كار و نظم در كار به وجود صفت توانائى و دانائى پى مىبريم ، و صفت وجود را از آن دو صفت برايش ثابت مىكنيم و شيخ طوسى در اين كتاب چنين كرده است ، و تفصيل آن در آنجا كه روش شيخ در اين كتاب يادآورى شد گذشت .
و همچنين در همهء كتب كلامى صفت حيات را پس از صفت علم و قدرت ثابت مىكنند و دليلش اين است ، كه حيات خداوند از سنخ صفت حيات رويندگان و جانداران نيست ، و اثر خاصى جز اثر علم و قدرت ندارد ، و حيات او برترين زندگىهاى ذاتى است ؛ و جان داشتن عاريتى جسمانى نيست .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 47
مساهمون: الشيخ الطوسي
صمقدمهء مترجم ٤٧