باشد ، بر خداوند برتر از همه است ، كه آن را بدهد ، و بر عهدهء كسى كه سر مىبرد نمىباشد ؛ زيرا اگر پرداختن تاوان ، بر عهدهء كسى باشد كه سر چهارپا را مىبرد ، بايد سر بريدنش ستمگرى و بد باشد ؛ مانند سر بريدن آن در جائى كه خداوند برتر از همه آن را روا نداشته است . و اين كه مىدانيم سر بريدن آنها را خداوند روا داشته ، يا به آن فرمان داده ، كار خوبى است ، دليل بر اين است كه پرداختن تاوان را او پذيرفته است ، تا بدان تاوان از ستم بودن بيرون برود .
و نيز اگر پرداختن تاوان ، بر عهدهء كسى باشد كه سر آن را مىبرد ، بايد سر بريدنش خوب نباشد ؛ زيرا تاوانى كه به دادگرى داده مىشود ، بر زيانى كه پديد آورده شده ، فزونى ندارد ، و اينگونه دردناك كردن ، از ستمگرى ، بيرون نيست ؛ و تاوانهائى كه خداوند برتر از همه براى دردناك شدنهائى كه خود او ، آن را پديد آورد ، يا به فرمان او ، يا به روا گردانيدن او باشد ، ناگزير بايد ، از اندازهء آن زيان ، خيلى بيشتر باشد ، تا براى چندان بيشتر بودنش ، دردناك كردن خوب باشد ، و از فراگيرى ستم بودن ، بيرون برود ؛ و بالاتر از آن اگر تاوان آن بر عهدهء شخص سر برنده باشد ، بايد هيچ دردناك كردنى از هيچروئى بد نباشد ؛ زيرا از دادن تاوان تهى نمىباشد ، و حال آن كه آنچه آشكار است ، جز اين است .
پس اگر بگويند : آيا شما نمىگوئيد ، كسى كه ديگرى را مىكشد ، بايد خود او را باز گشت ، نه كسى را كه به آن فرمان داده است ، و نه كسى را كه به كشتن وادار مىكند ، پس چگونه در كارهائى كه خداوند برتر از همه ، به آن فرمان مىدهد ، جز اين را مىگوئيد ؟
خواهيم گفت : زيرا فرمان دادن و روا داشتن او ، خوبى دردناك كردن را مىرسانند ، و دردناك كردن ، جز به اين كه خود او پذيرفته باشد ، تاوانى به جايش بدهد ، خوب نخواهد بود . اما كسى كه از ما ديگرى را به كشتن فرمان مىدهد ، اينگونه نيست ؛ زيرا فرمان دادن هريك از ما به كشتن ، خوبى دردناك كردن كسى را نمىرساند ، و نيز نمىرساند كه بايد آن را انجام داد ، و به فرمان دادن كسى از بد بودنش بيرون نمىرود ؛ پس به همين دليل بايد تاوان بر عهدهء كشنده باشد ، نه فرماندهنده به آن ؛
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 508
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٠٨