4 گفتار در تاوانها است
فصل در نام بردن تاوانها و چگونگى پرداختن آنها و دربارهء كسانى است كه بايد تاوان بدهند
تاوان سودى است ، كه كسى سزاوار آن گردد ، و از بزرگ كردن و بزرگ شمردن گيرندهاش تهى باشد .
سود بودن را از اينرو گفتيم تا از آنچه سود نيست جدا گردد ، و سزاوار بودن را براى اين آورديم كه از بخشيدن جدا شود ، و گفتيم از بزرگ كردن و بزرگ شمردن تهى باشد تا از پاداش دادن جدا گردد .
اكنون كه شناساندن تاوان استوار گرديد ، هردردناكى را كه خداوند برتر از همه ، در هرزندهاى پديد آورد ، چه آن موجود زنده تكليف شده باشد ، يا نشده باشد ، و آن دردناكى از وجود دستآويزى كه هميشه از كار بندگان پديد مىآيد سر نزده باشد ، همانا بر خداوند برتر از همه است كه آن تاوان را به جاى دردناك كردن بايد بپردازد ، تا با دادن تاوان از ستم بودن بيرون برود . و هرگونه دردناكى كه به فرمان خداوند يا به روا داشتن او به جاندارى برسد ، كه سزاوار آن نباشد ، به همين گونه است ؛ مانند شكنجههائى كه جانداران در زندگى مىبينند ، كه تاوان آنها بر خداوند برتر از همه است ؛ زيرا به رهگذر كار خود او مىرود .
و بنابراين تاوان سر بريدن چهارپايان ، كه به فرمان خداوند يا با روا داشتن او