بيمارىهاى گوناگون خردشان نابود مىشود ، بيشتر نيست ، و با اين همه ، نابود شدن خرد ، از به ياد آوردن رويدادها جلوگيرى نمىكند .
پس اگر بگويند : زمانى كه در آن تكليف شده بودند ، اندك بوده است ، و براى همين كارهاى خودشان را فراموش كردهاند .
گفته خواهد شد : كارهاى كم هنگامى فراموش شدنى مىباشد ، كه پىدرپى با آن برخورد داشته باشند ، اما اگر چنين نباشد ، فراموش شدنى نيستند ؛ و براى همين است كه اگر كسى هيچگاه فيل نديده باشد ، سپس جاهاى دورى برود ، و در مدت يك ساعت فيل را در آنجا ببيند اين ديدار را براى كوتاه بودن مدت فراموش نمىكند ، تا با يادآورىهاى سخت آن را به ياد آورد .
و نيز درخور دردناك كردنى كه براى سزاوار بودنش انجام گردد ، اين است كه سبك شمردن و خوار كردن هم با آن همراه باشد ، و با چنين چيزى نبايد به آن خوشنود باشند و بر آن بردبارى كنند .
و كسى كه اينگونه رفتار با او مىشود ، خوب است از آن بگريزد و فرياد بزند ، و هيچ يك اينها در بيمارىها خوب نيستند ؛ زيرا از شرع ما پذيرفتهايم كه بايد بر آن بردبارى كرد و از آن خشنود بود ؛ زيرا اينها به راستى بخشانيدهء خوشىهايند .
و نيز اگر دردناك كردن جز براى سزاوار بودنش خوب نباشد ، بايد آغاز كردن به تكليف بد باشد ؛ زيرا انجام دادن تكليف از دشوارىها برهنه نيست ، و پيش از آن تكليف ديگرى نشده بودهاند ، تا بتوان گفت ، اين تكليف شدن را با آن سزاوارى يافتهاند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 506
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٠٦