نيست ، و اگر بر آن پافشارى داشته باشند بايد از آنان دورى كرد و بيزارى جست و چنين چيزى نادرست مىباشد .
و نيز نادرستى سخن پيروان روش تناسخ را اين دليل آشكار مىكند ، كه اگر كودكان برگناهانى كه در گذشته انجام دادهاند سزاوار شكنجه ديدن شده باشند ، پس از درست شدن خردهاشان ، بايد ، آن را به ياد آورند ، به ويژه با يادآورىهاى استوار از آن دورانها كه گناه مىكردند و بزه از آنان سر مىزد ، و با آن كارها ، سزاوار شكنجههائى شدهاند كه اكنون در كودكى برايشان فرود مىآيد ؛ زيرا شخص خردمند ، با يادآورىهاى استوار روا نيست چنين دورانى را فراموش كند ، و اگر پارهاى از آن را فراموش كرده باشد ، همهاش را نمىشود به فراموشى بسپرد ؛ زيرا اگر فراموش شدن آنها روا باشد ، فراموش كردن همهاش روا نمىباشد ، و اگر روا باشد پارهاى از خردمندان آنچه را ديدهاند فراموش كنند ، فراموش كردن همهشان روا نمىباشد ؛ زيرا با روا دانستن چنين چيزى ، چنانچه يكى از ما كه در شهرى به كار داورى سرگرم بوده ، و ساليان دراز چيزهائى را مىنگريسته و ياران بسيارى در آنجا داشته ، و فرزندانى روزى او گرديده بوده است ، بايد روا باشد همه را فراموش كند ، و پذيرفتن چنين چيزى ، خود را به نادانى زدن است .
و اين كه مىگويند : بسا باشد يكى از ما كارهائى را كه كرده است ، يا كار - هائى را كه در كودكى با او انجام دادهاند ، فراموش كند ، سخنى نابجا مىباشد ، زيرا ما گفتيم ، رويدادهائى كه در دوران خردمندى و تكليف شدن برايش پيش مىآيد ، به ياد نگه ميدارد ، و زمان كودكى به جز اين است .
پس اگر بگويند : اين رويدادها را براى درازى زمان فراموش كرده است .
گفته مىشود : برابر با نمونهاى كه پيش از اين آورديم ، درازى و كوتاهى زمان بسان يكديگرند ؛ و براى همين است كه مىگوئيم مردم بهشت همهء رويدادهاى دنيا يا بيشتر آن را ناگزير ، به ياد مىآورند ، و آنچه ميان اين دو زمان ، گذشته است ، كه خردشان از ميان رفته بوده است ، از آن اندازه زمان كه به خواب مىروند ، يا با
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 505
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٠٥