پس از آن اين دو گروه در اين با هم ناسازگارى يافتند ، كه چون بكريه به تكليف نشدن كودكان و چهارپايان نگريستند ، گفتند اينان هيچ دردناك نمىشوند .
و ياران اعتقاد به تناسخ گفتند ، چون اينان در زمانهاى گذشته ، تكليف شده بودهاند ، و در آن دوران با گنهكارى خود سزاوار دردناك شدن گرديدهاند اكنون ، دردناكىها به آنان مىرسد .
دليلى كه نادرستى سخن هر دو گروه را مىرساند اين است كه ما آشكار كرديم ، خوبى دردناك كردن ، براى سزاوار بودنش نيست ، بلكه براى سودى است كه با همهء زيانهاى رسيده ، برابرى مىكند ؛ و يا براى پيشگيرى كردن از زيان بزرگتر از دردناكى است ؛ و با درست بودن اين سخن ، هر دو روش نادرست مىگردند جز آن كه هر دو روش را به آنچه به هركدام از آنها ويژگى دارد ، تباه مىكنيم . دليلى كه نادرستى روش بكريه را مىرساند ، اين است كه ما آشكار مىدانيم ، در زمان كودكى دردناك مىشدهايم ، و پيش از رسيدن به ساليان خردمندى بيماريها ، و دردناكىهاى گوناگون ، به ما مىرسيده است ، و در اين دردناكيها هيچ شكى نداريم ؛ پس كسى كه از اين سخن پيشگيرى كند از روى خود بزرگبينى سخن مىگويد .
پس اگر بگويند : از اين كه خداوند برتر از همه ، كودكان را دردناك گرداند پيشگيرى مىشود ، اما از اين كه ديگران آنان را دردناك كنند ، پيشگيرى نمىشود .
گفته خواهد شد : چيزى كه از روش شما شناخته شده ، اين است كه كودك چون داراى خرد نيست ، دردناك نمىشود ، و اين سخنى كه شما به سويش گريختهايد ، سودى به آن نمىدهد ؛ زيرا ما آشكار مىدانيم دوران كودكى با بيماريها و دردناكيهائى كه جز با توانائى خداوند برتر از همه ، پديد نمىآيد ، و ديگرى بر آن توانائى ندارد ، دردناك مىشدهايم ، پس كسى كه اين را نپذيرد ، به مانند آن كس است كه نخست ، را نمىپذيرد .
و نيز دردناك كردن كودكان براى پيشگيرى كردن زيان از آنان ، خوب است ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 502
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٠٢