تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 46

مساهمون:

صمقدمهء مترجم ٤٦
باشد ، از حركات او هيچ تحريكى بر حاسهء ما فرود نيامده است ، تا بدون واسطه تصور هستى او را بكنيم ؛ اما اثر باقى مانده از حركات پىدرپى دست او و آجرهائى كه روى هم چيده است ، و شكل ساختمانى كه از حركات او باقى مانده است ، حاسه ما را متأثر مىكند و ما با واسطه براى شخصى كه آن بنا را ساخته است ، تصور هستى مىكنيم . به همين‌گونه موج مغناطيسى يا كهربائى بدون واسطه ، حاسهء ما را متأثر نمىكند ، و آن را درك نمىكنيم ، و نمىتوانيم بدون واسطه تصور هستى برايش بكنيم . اما هنگامى كه صوت يا روشنائى از آن آشكار شد ، و اين اثر با واسطهء حاسه ما را متأثر كرد ، تصور هستى برايش مىكنيم ، و حكم به وجودش صادر مىنمائيم . ذات الهى نيز چون تأثير مستقيم در حاسه ما ندارد ، و تحريك مستقيمى از او بر حواس فرود نمىآيد ، تا كارى از او سر نزده باشد ، و اثر باقى مانده از كارى كه انجام داده است ، در حاسه ما تأثير مستقيم فرود نياورد ، و با كمك ادراكات قبلى كه ما داريم ، درك نكنيم ، كه هيچ اثرى بدون مؤثر حاصل نمىشود ، به وجود اين مؤثر اصلى نمىتوانيم پى ببريم . بنابراين تصور وجود براى اثر باقىمانده از كار و تصور وجود كار و سرزدن آن پيش از تصور وجود براى انجام دهندهء كار است . و براى همين است كه در چيزهاى محسوس ، اول وجود انجام‌دهندهء كار را تصور مىكنيم ، و پس از آن سرزدن كار ، و صفات مخصوصى را كه نوع معينى از كار را آشكار مىكند ، به تصور مىآوريم و حكم به وجود آنها مىكنيم ؛ و خلاصه آن كه در چيزهاى محسوس ، تصور موصوف پيش از تصور صفت است . اما در نمونه‌هائى كه ذكر شد ، چون تأثير مستقيم از وجود موصوف ، بر حاسه وارد نمىشود بلكه نتيجهء كارى كه از وجود موصوف باقىمانده است ، حاسهء ما را تحريك مىكند ، بنابراين كار پيش از انجام‌دهنده‌اش تصور مىشود ، و تصور صفت پيش از وجود موصوف است ؛ زيرا از وجود صفت پى به وجود موصوف مىبريم ، گرچه بايد گفت حتى در موجودات محسوس هم ، نخست صفات محسوس آنها را درك مىكنيم ، و پس از تصور صفت ، به وجود ذاتى ، كه حامل آن صفت و موصوف به آن است ، پى مىبريم . اكنون كه دانسته شد ، جز وجود ، هيچ چيز منشأ اثر نيست و كمترين اثرى كه از وجود چيزى ، آشكار مىشود ، تحريك حاسه‌اى از حواس انسان است ؛ و فرستادن نيروى تحريك حاسه خودش انجام دادن كارى است ، و از فرستادن نيروى تحريك بر حاسه و تأثر حاسه از آن تصور وجود براى مبدأ آن تحريك حاصل مىشود ، هرچند شخص درك كننده ، توجهى به اين تأثير و تأثر نداشته باشد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 46 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى