است ، كه چون ، بيرون كردن چيزهائى را از دارائى خودمان ، با هماكنون دريافت كردن ارزش آن ، كار خوبى است ، همچنان خوب است كه ارزش آن را زمانى ديرتر از اين دريافت نمائيم و هماكنون آن را از دارائى خود بيرون گردانيم ؛ و دومى براى اين خوب است ، كه از دير دريافت كردن ارزش دارائى خودمان ، بردن سودى را گمان مىبريم ، نه براى اين كه اكنون ، آن سود را بدست آورده باشيم « 1 » .
و همچنين خوب است كه با پيمودن راههاى دراز دشواريهاى سخت را بر خود هموار كنيم ، تا شايد سودى بدست آوريم ، و خوب است كه خودمان را به رنج افكنيم ، تا دانشها ، و آزمودگىها ، بدست آوريم ، و همهء اينها براى اين خوب است كه گمان سود بردن را داريم ، نه جز آن .
و دليلى كه خوبى پيشگيرى كردن از زيان با دردناك كردن را مىرساند ، اين است كه مىدانيم ، دويدن بر خاروخاشاكها براى گريختن از درندگان ، يا از آتش سوزيها ، يا گريختن از ترس فروريختن ديوار بر سرمان ، يا چيزهاى ديگرى به مانند آن خوب است ، و آشاميدن داروهاى بدآيند ، براى رهائى يافتن از بيماريها كار خوبى است ؛ و خوب است كه براى ترس از دست دادن جان ، اندامهاى ما را جدا كنند ، و جز آن از كارهاى ديگر كه بدون شمار است .
و خوبى همهء اينها براى اين است كه گمان مىبريم ، زيانى را از خودمان پيشگيرى كرده باشيم ؛ زيرا در هيچجا به پيشگيرى شدن از زيانها دانائى فراهم نمىشود ، اما در جائى كه با گمان بردن به آن ، خوب باشد ، با دانا شدن ، به آن خوبتر و شايستهتر خواهد بود .
اما اين كه از گناهان بايد بازگشت نمود ، پيش ما براى رهائى يافتن از زيان شكنجه ديدن نيست ، بلكه براى يك روى هميشگى ، كه در آن است ، بايد انجام داده
هامش
( 1 ) و اينجا از مواردى است كه بدون دانا بودن به چيزى ، با گمان بردن به آن هم مىتوان اكتفا نمود ، زيرا روش مردم عاقل در اين گونه از موارد بر همين است اگرچه احتمال نادرستى گمان خود را دارند .