شود ، و اگر بازگشت كردن از گناهان را براى از ميان بردن زيان انجام بدهند ، و جز براى همين نباشد ، سزاوار هيچ پاداشى نخواهند گرديد ، و بازگشتنشان ، پذيرفته نخواهد بود ، پس از ميان رفتن شكنجه پيرو است ، و خودش نبايد در نظر باشد .
و كسى نمىتواند بگويد : خوبى دردناك شدن در اين جاها ، براى سودى است كه مىرسد ، و آن همان شادمانى است كه با نابودكردن زيان ، به دست مىآيد ؛ و اين سخن از آنرو نادرست است ، كه هرچند شادمانى ، به ناچار ، حاصل مىشود ، اما شادمانى سودى است كه نمىشود ، خوبى دردناك شدن ، از آن پديد گردد ؛ زيرا بر خود هموار كردن زيان براى پيشگيرى كردن از زيانهاى بزرگ هنگامى ، بايد انجام داده شود ، كه به اندازهء ناچارى نرسيده باشد .
و روا نيست گفته شود براى به دست آوردن شادمانى ، بايد ، زيانها را بر خود هموار كرد ؛ زيرا نمىتوان گفت براى به دست آوردن سود ، بايد زيانها را بر خود هموار كرد .
اما دليلى كه خوبى دردناك كردن كسى را براى سزاوار بودنش مىرساند ، اين است كه ما آشكار مىدانيم ، سرزنش كردن شخص بدكار ، بر بدى كردنش ، خوب است ، هرچند ، سرزنش كردنش ، او را اندوهناك گرداند و دردناكش كند ، و از آن زيان ببرد ، و از اين كه سرزنش كردن او با برهنگى از سود ، يا بدون پيشگيرى از زيان ، مىدانيم خوب است ، چنين فراهم مىشود ، كه سرزنش كردنش براى سزاوار بودن آن خوب است ، نه براى چيزى ديگر .
و در همين باره نيز گفته شده است ، درخواست كردن بازپرداخت وام خوب است ، هرچند درخواست كردن آن ، به كسى كه از او درخواست مىشود ، زيان مىرساند و او را اندوهناك مىكند ، و دردناكش مىگرداند ، و زيان رساندن و دردناك كردنش از اينرو خوب است ، كه سزاوار آن مىباشد .
و اين سخن استوار نيست ؛ زيرا كسى مىتواند بگويد ، خوبى دردناك كردن او براى سودى است كه پيش از اين با وامگرفتن برده است ، پس به مانند اين است كه
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 492
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٩٢