كردن است ، و اگر گمان بردن به جاى دانا بودن پذيرفته نباشد ، بايد نكوهش كردن بدكاران ، و كسانى كه كار بد از آنان سرمىزند ، روا نباشد ؛ زيرا مىشود كه هر گنه - كارى را خداوند ، برتر از همه ، آمرزيده باشد ، و شكنجه را از او برداشته باشد ، و دربارهء گمان بردن به سزاوارى سپاسگزاردن و ستودن ، گفتهاند ، به مانند سزاوار بودن نكوهش كردن است ، و بايد با گمان داشتن به سزاوارى آنها ، انجام داده شوند ، و گفتهاند نكوهش كردن كسى را كه گفتيم ، براى سود بردن نكوهشكننده خوب نيست ؛ زيرا زيان رساندن به ديگران ، براى سودى كه به ما بازگشت كند ، كار خوبى نمىباشد ، و براى سود رساندن به خود كسى كه نكوهش مىشود ، كه بازايستادن ، و باززده شدن از كار بد هم باشد ، كار خوبى نيست ؛ زيرا بدون شك ، به او زيان مىرسد ، و سود بردنش دانسته نشده است .
ديگران كه سخنشان پيش من درستتر است ، گفتهاند ، براى گمان بردن به اين كه كسى سزاوار زيان ديدن است ، زيان رساندن به او هيچ خوب نيست ، و جز در جاهائى كه پيش از اين گفته شد ، اگر كسى از ما دور و پنهان باشد ، و بدانيم كار بد از او سر زده ، با اين شرط كه پيوسته بر انجام دادنش پافشارى كند ، نكوهش كردنش خوب است ، و خوبى نكوهش كردن او اگر با آن شرط باشد ، نيكى و بازايستادن و باززدگى او از كار بد مىباشد .
اما بر موجود بلاآغاز برتر از همه ، روا نيست كسى را دردناك كند ، مگر براى سود رساندن به او و يا سزاوار بودن او باشد ، نه جز آن و دردناك كردن براى پيشگيرى كردن از زيان ، بر او روا نمىباشد .
و گمان بردن ، بر خداوند برتر از همه ، روا نمىباشد ؛ زيرا او به خودى خود دانا است ، و اين كه گفتيم براى پيشگيرى از زيان دردناك نمىكند ، براى اين است كه دردناك كردن ، براى پيشگيرى از زيان ، هنگامى خوب است كه آن زيان ، جز با دردناك كردن ، پيشگيرىشدنى نباشد ، و چنين چيزى در مورد خداوند پاك از هر كموكاست ، نمىآيد ؛ زيرا او بدون دردناك كردن بر پيشگيرى كردن از همهء زيانها توانا مىباشد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 494
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٩٤