بزرگترى باشد ، آن را زيان رساندن نمىگويند .
پس اگر بگويند : شكنجه دادن زيان رساندن نيست ؛ زيرا براى رسيدن به سودها و خوشىهائى است كه بدان شتاب شده است ، و همين از زيان بودن آن را بيرون مىبرد .
گفته مىشود : اين سخن نادرستى است ؛ زيرا گاهى سزاوارى شكنجه ديدن به چيزى حاصل مىشود ، كه سودى در آن نباشد ؛ بلكه دشوارى در آن باشد مانند پرستيدن بتها و با اين همه شكنجه دادن خوب است ، پس آنچه گفتند نادرست گرديد .
بالاتر از آن ، لذت بردن از گناهان اندك است ، پس چگونه شكنجه كردن با آن كه زيان بزرگى است ، از زيان بودن بيرون مىرود ؛ زيرا دردناك كردن با سود بيشتر از زيان بودن بيرون مىرود ؛ اما با سود كم از آن بيرون نمىرود ، و كسى كه مىگويد ، دردناك كردن با پيدا شدن سودى كه با همهء زيان برابرى كند ، يا با آن از زيان بزرگترى پيشگيرى شود ، زيان رساندن است ، سخنى نادرست گفته است ؛ زيرا اين گفتار چنين فراهم مىكند ، كه اگر كسى پوششى را كه يك دينار ارزش دارد ، به ده دينار بفروشد ، بايد به خودش زيان رسانده باشد ؛ زيرا بيرون شدن آن پوشش از دارائى او ، سودى است كه از دستش بيرون رفته است .
و همچنين اگر كسى ديگرى را كه به زير دريا فرو رفته است ، رهائى بخشد ، و پوست بدنش را خراش بدهد ، او را زيانرساننده نمىگويند ، هرچند با خراش رسانيدن به او دردناكش گردانيده است ؛ پس از اين سخن دانسته مىشود سود رساندنى كه با همهء دردناك كردن برابر باشد ، يا با آن از زيان بزرگتر جلوگيرى شود ، دردناك كردن را از زيان بودن بيرون مىبرد ، و اگر چنين نباشد خداوند را زيانرساننده بايد نگويند ؛ زيرا او بدون رساندن چيزى كه بيشتر از آن باشد كسى را دردناك نمىكند ، و او را از اينرو زيانرساننده مىگويند كه شكنجه مىكند ؛ و بنا به روش كسى كه مىگويد ، شكنجه دادن زيان رساندن نيست ناگزير بايد او را با شكنجه دادنش زيانرساننده نگويند .
و گمان داشتن به بردن سود ، هرچند چيزى كه گمان برده شده حاصل نشود ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 487
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٨٧