و نيز ، بنابر آنچه اگر خدا بخواهد ، آشكار خواهيم كرد ، هيچكس از ديگرى سزاوار شكنجه ديدن نمىشود ؛ پس اگر سزاوار گردد ، بايد از ما خوب باشد كه آهنگ شكنجه دادن داشته باشيم ؛ و چون آهنگ شكنجه دادن خوب نيست ، اين را مىرساند كه سزاوارى شكنجه دادن ، براى هيچكس حاصل نمىگردد .
و نيز درخور شكنجه دادن اين است كه با سبك كردن و خوارى رساندن همراه باشد و همين خوارى از شكنجه دادن خواسته شده است ؛ و همانا پارهاى از دانشمندان گفتهاند ، دردناك كردن براى اين خوب است ، كه چيزى به جايش ، دريافت بشود و با همهء زيانى كه رسيده برابر باشد زيرا چون در خرد ما خوب است كه به جاى دردناك كردن كسى ، به او چيزى برسانيم و از اين برمىآيد كه خداوند برتر از همه ، پذيرفتار شده است كه به جاى دردناك كردن ما ، چيزى به او برساند ؛ آنچنان كه چون به حكم شرع سر بريدن چهارپايان خوب است ، خداوند پذيرفته است در برابرش ، چيزى به آنها برساند .
اين گوينده چنين بيان مىكند : از آنجا كه دردناككننده ستمگر است ، رساندن چيزى به جاى زيانى كه با آن پيشگيرى كرده است ، از كار نمىافتد ؛ زيرا شترى كه مىجنگد ، هنگامى كه بجهد و بخواهد يكى از ما را بكشد ، و او براى پيشگيرى كردن از كشته شدن خود آن را بكشد ، خداوند برتر از همه ، بايد به جايش چيزى به دارندهء شتر برساند ؛ زيرا خداوند پيشگيرى كردن از كشته شدن را روا گردانيده است ، و هرچند چنين كسى با آنچه كرده است ، تبهكار و ستمكاره باشد .
سخن اين گوينده نادرست است ؛ زيرا كسى كه خداوند برتر از همه را ، نشناخته و ندانسته باشد كه اگر آهنگ زيان رساندن نداشته و براى پيشگيرى از زيان رسيدن به خودش به ديگرى زيان رسانده باشد ، خداوند پذيرفته است كه به جاى آن ، چيزى به زيان برنده برساند ، بسا باشد چنين كسى بداند كه پيشگيرى كردن از زيان خود ، كار خوبى است ، زيرا خداوند خوبى آن را در خردهاى ما نهاده است ؛ پس اگر كشتن يكى ديگرى را براى پيشگيرى كردن از خود ، براى چيزى كه او مىگويد خوب باشد ، آن كسى كه خداوند برتر از همه را نمىشناسد ، براى زيانى كه هنگام
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 484
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٨٤