كه خودش را در شكل همهچيز مىنماياند در صورتى كه وجود اشياء تخيلى هستند .
صابئيان قديم حران در بين النهرين قديم از كسانى بودند ، كه شايد چنين اعتقادى داشتند و تناسخى مذهب بودند . « 1 »
گروه ديگر از روحى مسلكان جسم و روح هر دو را موجود واقعى مىپنداشتند و بر اين بودند كه تحرك ماده از روح است ، و روح با جرم عالم به هم آميخته است ، و ماده را به تحرك مىآورد . مجموع عالم جسد و قالب يك موجود مرموز است ، كه روح نام دارد . و كرات عالم اندامهاى آن جسد بزرگ و افزار كار و فعاليت خداوند مىباشند ، پيروان اين اديان را معتقد به جهان خدائى ، و يا جهان پيكر خدائى مىنامند و آنان حلولى مسلك هستند و ستارهپرستان همين عقيده را داشتند . و توحيد آنان را توحيد فلسفى مىنامند در مقابل اديان ملى كه توحيد ديگرى دارند .
د ) معتقدان به توحيد ملى : مليون كسانى هستند كه به وحى و نبوت ايمان دارند ، و توحيد خود را چنين بيان مىكنند ، كه آن موجود اصيل كه پيش از همهچيز بوده است و پس از همه باقى خواهد ماند ، جرم و ماده نيست . نيروى وابسته به جرم و ماده نيست ، در جرم و آميخته به آن هم نيست بلكه موجودى است كه با هيچچيز مشابهت ندارد و به همين سبب قابل درك و تصور هم نيست ، و فقط آثار و علائم وجودش در ماده و جرم ديده مىشود ، و او آفرينندهء ماده و جرم از هيچ است ، و اوست كه به همهچيز دانا است ، و دليل دانا بودن او وابستگى صحيح و نظام كامل ما بين اجزاء عالم و همسازى ميان اجزاء هرموجود زنده يا غيرزنده است . شيخ طوسى در اين كتاب مسائل مربوط به آن را به تفصيل آورده است .
بنابر آنچه گفته شد ، توحيد بر دو قسم است : توحيد ملى و توحيد فلسفى ، و هريك از اين دو ، راه و روش خاصى دارند كه يكتا و يگانه بودن آن موجود پايدار هميشگى را به روش خود ثابت مىكنند ، و او را يگانه و يكتائى مىدانند كه دوم ندارد .
مبحث صفات
بنابر آنچه گفته شد چيزى كه در باب توحيد از آن گفتگو مىشود ، دربارهء صفات آن موجود نخستين اصيل است ، كه او از هيچ جهتى به چيزى ديگر ، وابستگى
هامش
( 1 ) رجوع شود به فهرست ابن النديم تحت عنوان الروحيون و الحرنائيون و كتب ديگر مانند ما للهند بيرونى .