تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
اندامهاى زنده چاقى بدن باشد ، رواست با بريدنش كسى كه خارش تن دارد ، لذت ببرد ؛ پس جدائى ميان اين نيست كه خود اندام باشد ، يا فزونى در تن باشد . و چيزى كه زايندهء دردناكى است جدا شدن چيزى از بدن است ، با اين شرط كه اندام نادرست گردد ، به اين دليل كه دردناكى با كم و بيش شدن بريدگى بيش و كم مىشود ، و روا نيست كه فشار ، زايندهء دردناكى باشد ؛ زيرا با بيشتر شدنش دردناكى بيشتر نمىشود ؛ آيا نمىبينى گاهى فشار به جاهاى سفت ، زياد وارد مىآيد و آنچنان كه در جاهاى سست كه پذيراى بريدگى است ، دردناكى زياد نمىشود ؛ و چنانچه بگويند فشار زايندهء دردناكى مىباشد و اين را در نظر داشته باشند كه بريدگى پديد مىآورد و بريدگى زايندهء دردناكى است ، سخنى درست مىباشد ، و گرنه نمىبايست با بيشتر شدن بريدگى كه دست‌آويز دردناكى است آن بيشتر شود . و نمىتوان گفت ، بنابر آنچه ابو هاشم به سويش رفته است ، هرگاه اندازهء آنچه از تندرستى كم مىشود ، برابر باشد . بخشى از دست‌آويزهاى دردناكى ، آن را پديد مىآورد و پارهء ديگر آن‌را پديد نمىآورد ، پس ابو هاشم روا دانسته است كه دست‌آويز دردناكى بيشتر گردد ، و اگر اندازهء كم شدن تندرستى يكى باشد ، دردناكى بيشتر نشود . و بر اين گفتار دليل آورده و گفته است ، گاهى سوزن در تن زنده به اندازهء كم يا بيش فرو مىرود ، و دردناكى بيشتر نمىشود ؛ زيرا همهء دست‌آويزهاى دردناكى ، آن را پديد نمىآورد ، بلكه پاره‌اى از آن را بدون پارهء ديگر موجود مىگرداند ؛ و گفتار نخست درست‌تر است ؛ زيرا آنچه او گفته است قواعد عقلى را درهم مىشكند . و نبودن تندرستى كه شرط پديد آمدن دردناكى است حاصل گرديده است ، و به يكى از دست‌آويزها به جز ديگرى ويژگى ندارد ، پس مىبايست همهء دست‌آويزها زايندهء دردناكى باشند ؛ و در اين باره بايد بيشتر انديشيد . و نمىشود ما دردناك كردن را پديد آوريم ، مگر كه از كار ديگرمان زاده گردد ؛ به مانند چسبيدن ذرات ماده به يكديگر كه از ما سر نمىزند جز آن كه كار ديگرى از