اما اين كه مىگويند ، از هريك ما بد است كه ديگرى را از نشستن در سايهء ديوارش بازدارد ، يا از برداشتن فزونىهاى غذايش كه دور انداخته است يا از نگريستن در آينهاى كه براى خودش به پاى داشته ، يا از افروختن چراغ از آتش خودش جلوگيرى كند ، و جلوگيرى كردن از همه اينها براى اين بد است ، كه سودى به ديگرى مىرسد ، و زيان هم براى بازدارنده ، وجود ندارد .
سخن اين گوينده از آنرو نادرست است كه بدى همهاش براى اين است كه بازداشتن از اين گونه سودها كار بيهودهاى است ، و سودى به او نمىرسد ، و انجام دادن كار بيهوده بد است ؛ و چنانچه بينديشيم كه سودى برايش دارد ، بازداشتن از آنها خوب است و همچنان اگر براى خودش يا ديگرى زيانى داشته باشد بازداشتن از آن خوب است ؛ آيا نمىبينى اگر بيشتر به گمانش برسد كه او چراغ از آتش وى مىافروزد تا شخص مؤمنى را دنبال كند ، و او را بكشد ، يا خانه و يا كالاى او را بسوزاند ، بازداشتن او از اين كارها خوب است ، و همچنين اگر كسى در سايه ديوارش بنشيند ، كه گمان داشته باشد او تيز مىنگرد تا زنان خانهاش را ببيند يا تيز مىنگرد تا چگونه از ديوارش بالا برود ، بازداشتن او از همهء اين كارها خوب است .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 475
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٧٥