باشد ، مانند اين كه سپرده را بايد بازپس داد ، و وام را بايد بازپرداخت ، و خوبى رساندن را بايد سپاس گزارد ، و جز اينها ؛ پس بايد خردمندان آشكار بدانند ، كه اگر از سود رساندن به ديگران تباهى يا دشوارى براى انجامدهندهاش پديد نيايد ، بايد آن را انجام داد ، و ما جز اين را دانستهايم .
پس اگر بگويند : ريشهاش در خرد دانسته شده است ؛ آيا نمىبينى شخص فراخدست كه دارائى فراوان دارد ، اگر كسى را ببيند كه آتش تشنگى در او زبانه مىكشد ، و با رساندن چكه آبى به او زنده مىماند ، و آب دادن به او اثر در او نمىگذارد ، پس بايد به او آب بدهد ؛ و چنانچه به او آب ندهد از سوى خردمندان سزاوار سرزنش خواهد شد ، و اينرا از آنرو بايد انجام بدهد ، كه كار نيكترى است . و زيانى براى انجامدهنده ندارد ، و ريشهاش را كه در خرد خواستيد همين است .
گفته مىشود ، ما نمىپذيريم كه اين كار را در هر زمانى بايد انجام بدهد ، بلكه مىگوئيم ، اگر با ديدن چنين تشنهاى ، اندوهگين شود و دردناكى به آدمى بودنش برسد ، بايد به او آب بدهد ، تا زيان اندوهناكى را از خودش باز دارد ؛ و چنانچه بينديشيم كه اندوهى به او نمىرسد ، نمىبايد چكه آبى بدهد ؛ پس آنچه گفتند نادرست است .
علاوه بر آن از اين مثال ، برمىآيد كه بايد زيانى را از ديگرى باز دارد ، و گفتگو در سود رساندن به ديگرى است ، كه زيانى براى شخص سودرساننده نداشته باشد .
نمونهاش اين است كه شخص فراخدستى كه دارندهء دارائى فراوان است و از گزارشات شخص ديگرى مىداند او به گرفتن بخشش ناچار نيست ، تا اگر به او بخششى نشود ، به او زيان برسد ، جز آنكه از اين بخشش كردن فراخدست ديگر ، از دارائى خودش به او سود مىرسد ، و اين سودرسانى زيان بزرگى هم براى بخشنده ندارد ؛ مىدانيم كه هيچكس نمىگويد ، بايد اين سودرسانى را انجام بدهد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 474
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٧٤