تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
بخشش بىآميغ سزاوارى آن حاصل نمىشود ؛ آيا نمىبينى كسى به بازگرداندن سپرده و با ، بازپرداختن وام ، سزاوار شكرگزارى نمىشود ؛ زيرا اين دو بايد انجام داده شوند ؛ و موجود بلاآغاز برتر از همه ، هرچند با دادن پاداش و پرداختن سود به جاى زيانهائى كه از انجام دادن تكليف حاصل شده كه هر دو واجب هستند ، سزاوار سپاس مىگردد اما سزاوار شدن سپاس ، براى اين است كه دست‌آويز آنها كه تكليف كردن مىباشد ، بخشش كردن است ؛ پس اگر تكليف نمىكرد ، نمىبايست پاداش بدهد يا به جانى زيانى كه از تكليف كردن رسانده نمىبايست سود بدهد ؛ زيرا مزددهنده به مزدى كه مىدهد ، سزاوار سپاسگزارى نمىشود . هرچند ، به مزدورى گرفتن ، كه دست‌آويزى براى مزد دادن است ، واجب نيست ؛ زيرا كسى كه مزدور مىگيرد ، سود بردن شخص مزدبگير را در نظر ندارد ، و سود بردن خودش را در نظر دارد ؛ اما موجود بلاآغاز برتر از همه ، با تكليف كردن ، سود رساندن به تكليف‌شونده را در نظر دارد ؛ و براى همين است كه سزاوار سپاسگزارى مىشود . پس اگر بگويند : چنانچه شخص مزدورگيرنده ، سود رساندن به مزدور را در نظر داشته باشد آيا به مزدى كه مىدهد ، سزاوار سپاسگزارى مىشود ، يا نمىشود ؟ خواهيم گفت : چنانچه بينديشيم كه مزدورگيرنده ، از اين كار سودى نمىبرد و جز سود بردن مزدور چيزى در نظر نداشته باشد ، مزدور گرفتن او كار بدى است ؛ تا چه رسد كه با مزدور گرفتن سزاوار سپاسگزارى هم بشود ؛ زيرا مىتواند مزد را بدون مزدورى كردن ، به او برساند ، پس مزدور گرفتنش كارى بيهوده است ؛ اما دادن پاداش اين‌گونه نيست ؛ زيرا آغاز كردن ، به دادن مانند چيزى خوب نيست ؛ پس جدائى ميان اين دو آشكار گرديد . و نيز نادرستى اين سخن را كه هرچه نيك‌تر است ، بايد انجام گردد ، به اين ثابت كرده‌اند ، كه گفته‌اند ، اگر چنين مىبود ، بايستى ريشه‌اى در خرد داشته باشد ؛ زيرا كارى كه به حكم عقل بايد انجام داده شود ، بايد برايش در عقل ريشه‌اى موجود