تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
سودرسانى را خوب بدانند ، خوددارى كنند ، و چنانچه از پذيرفتن آن سرباز زنند ، اين پرسش به پرسش ديگر خواهد برگشت . و هرگاه بگويند ، اگر چنين هم بينديشم كه خداوند جاندارى را كه در آفريدنش مهربانى به تكليف‌شوندگان نباشد نمىآفريند ؛ تا سخن را به آنچه شما گفتيد بكشاند . به آنان گفته خواهد شد ، در استواركارى خداوند كار نيك‌تر به اين جهان بر او واجب نمىباشد ، مگر هنگامى كه بداند ، اگر سود را بيشتر كند ، تباهىرسانى خواهد بود ؛ و چنانچه بداند هم كه در بيشتر شدن سود تباهىرسانى نيست ، سود رساندن بر او واجب نخواهد شد . سپس به آنان گفته مىشود ، دربارهء خوشيهائى كه هرزمان به مردم بهشت مىرسد چه خواهيد گفت ؟ آيا آن پايان‌پذير نيست ؟ و حال آن‌كه از بيشتر از آن هم بهره مىگيرند و تباهىرسانى هم در آن نيست ، براى اين‌كه در آنجا تكليفى وجود ندارد ، پس در مورد مردم بهشت ، نبودن پاسخ روىآور است . پس اگر بگويند : هرچند مردم بهشت تكليف نمىشوند ، اما مىشود كه كار بد ، از آنان سربزند . گفته خواهد شد : اين سخن به آنچه دليل آن را مىرساند كه مردم جهان پسين گريزى از اين ندارند كه بايد از كار بد ، خود را باز دارند ، باطل مىشود ؛ و پس از اين اگر خدا بخواهد دليلش را خواهيم آورد . پس اگر بگويند : شما هم بايد اين را در آنچه نيك براى دين است بپذيريد آنچنان كه ما را به پذيرفتن آنچه نيك‌تر به اين جهان است وادار كرديد . خواهيم گفت : آنچه براى دين ، نيك‌تر است ، گونه‌اى يا گونه‌هاى ويژه‌اى كه نشان‌دادنى باشد ، و ناگزير توانائى به آن وابستگى يابد ، و بىپايان شناخته شده باشد وجود ندارد ؛ زيرا ، آنچه در دين نيك‌تر است چيزى از آن خواسته شده كه دانسته شده باشد ، با رسيدن به آن ، فرمانبردارى را خواهند برگزيد ، و چنين اثرى را نمىشود در گونه‌اى از چيزها دانست ، و در ديگرى ندانست و در كم ، بدان راه