دل به چيزى نياز ندارد ؛ و هيچ اندازهاى از شهوتها در دل موجود نيست مگر كه خداوند مىتواند بيش از آن را در آن فراهم كند ، و بدون گفتگو روا مىباشد ، كه شمارههاى بسيارى از شهوتهاى ناهمسان در يكجا پديد آورد ، و بنا به روش درست گرد آمدن دو شهوت همانند ، نيز درست است ؛ پس اگر بتواند بيشتر از سودهائى كه داده شده به كسى برساند به پايانپذيرى كارهائى مىكشد كه مىتواند انجام بدهد ، و اين سخن كفر است ؛ و چنانچه بيشتر شدن شهوت به بيشتر شدن ساختمان دل نيازمند باشد و خداوند برتر از همه بتواند آن را بىپايان زياد كند ، مىبايست بيشتر از آنچه آفريده است آن را پديد آورد آنچنان كه در خود شهوت گفتيم .
و هرگاه بگويند ، زياد شدن شهوت بدان مىكشد كه ساختمان قلب بزرگ شود و مردم از او گريزان شوند .
گفته خواهد شد : آن را بزرگ مىكند و مردم را هم خواهان آن مىگرداند تا از او گريزان نباشند .
پس اگر بگويند : هرچيزى صفتى دارد كه برايش نيكوتر است و خداوند برتر از همه آن را با همان صفت آفريده است ، و روا نيست در آفريدنش فروگذارى كند و اندازهء بيشتر از آن اگر نيكو بود ، همان را در او مىآفريد .
خواهيم گفت : اين سخن ، نادرست را درست نشان دادن است ؛ زيرا آنچه آفريده است ناگزير بايد از اندازه بيشتر نشود ، اما بيش از آن را كه نيافريده اين صفت را دارد كه بايد بيافريندش و هراندازهاى كه ، از آنچه آفريده شده ، بيشتر شود ، به همين - گونه است ؛ پس چگونه مىگويند آنچه نيكوتر بوده است انجام شده است ، و با اين همه ناگزير از آنكه هر اندازهاى را كه انجام نداده ، بايد داراى اين صفت باشد كه بايد انجام داده شود ، و از اين گفتار چنين فراهم مىشود كه به هرگونه باشد ، ناگزير ، در كارى كه بايد انجام گردد فروگذارى شده است .
پس اگر بگويند : چنانچه اين را بپذيريم كه آنچه نيكوتر است بايد انجام
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 468
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٦٨