آمد ، با اين حال تا هنگامى كه ارادهاش دگرگون نشده باشد كه براى خوردن غذايش بيايد ، بايد اين كارها را با او انجام بدهد ، و چنانچه اين كارها را نكند سزاوار نكوهش خواهد شد ، زيرا چيزى را كه خودش مىخواسته ، آن را درهم شكسته است ؛ آنچنان كه اگر در را بر رويش ببندد ، سزاوار نكوهش خواهد گرديد .
و براى همين است كه دست بازداشتن از مهربانى كردن به او در اينكه بد است ، به مانند دست بازداشتن از فراهم كردن چيزهائى است كه بدون آن ، آمدن پيش او ميسر نخواهد شد ؛ و از اين بر مىآيد كه خداوند برتر از همه چيز بايد مهربانى انجام بدهد ؛ زيرا علت وجوب در هر دو جا يكى است .
پس اگر بگويند : چگونه است كه هركس ديگرى را براى خوردن غذا بخواند بايد به او مهربانى كند ، با آنكه خواندن به غذا ، خودش واجب نيست ، و چيزى جز نيكوئى كردن نمىباشد .
گفته خواهد شد : گرچه خود خواندن به غذا نيكوئى كردن است ، اما سبب واجب شدن توانا گردانيدن ، و از ميان برداشتن چيزهائى مىشود كه از آمدن ، جلوگيرى مىكنند ؛ آيا نمىبينى خود تكليف كردن خداوند برتر از همه چيز نيكوئى كردن است ، هرچند توانا گردانيدن ، و فراهم كردن چيزهائى كه با آن ، كار انجام مىشود ، و ديگر چيزها واجب است ؛ اكنون كه آنچه ما گفتيم درست گرديد ، و چيزى كه مهربانى كردن را واجب مىگرداند ، به كسى اختصاص دارد كه به خوردن غذايش بخواند نه ديگرى ، پس همچنين بايد مهربانى كردن ، بر خداوند برتر از همه چيز واجب باشد ، نه بر ديگرى ، و براى همين است كه لبخند زدن به روى آن كس كه به خوردن غذا خوانده شده ، بر هيچكس جز آنكه او را بدان خوانده است واجب نمىشود ، و او هم به روى ديگرى جز آن كس كه او را خوانده است نمىبايد لبخند بزند ؛ آنچنان كه فراهم كردن چيزهائى كه با آن مىتوانند پيش او بيايند و توانا گردانيدن آنان بر آمدن واجب نيست .
و اينكه شرط كرديم كه اراده به آمدن كسى كه خوانده شده است پيوسته باشد ، از اين روى است كه اگر از ارادهء آمدن او براى غذا باز گردد ، مهربانى كردن
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 457
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٥٧