و زردشت ، و حلاج ، و جز آنان را ، و ما مىدانيم كه از آنان جلوگيرى نكرده است ، پس همين مىرساند كه جلوگيرى از تبهكارىها ، به اينكه چيزى ميانجى گرداند ، واجب نيست ؛ و بنابراين ، پرسش آنان از كار افتاد .
و هرگاه تباهىرسانى از كار ديگرى جز خداوند باشد ، و كار آن كس هم نباشد كه تباهى به خود او مىرسد ، پس همانا تكليف كردن او خوب نيست ، مگر به يكى از سه چيز : يا خداوند برتر از همه چيز بداند آن كسى كه مىتواند تباهى برساند ، آن كار را نخواهد برگزيد ، و يا آن كسى كه اين تباهى به او مىرسد ، بتواند از آن جلوگيرى كند ، پس خداوند برتر از همه ، خود او را مكلف مىگرداند كه از آن جلوگيرى كند ، چه از آن جلوگيرى بكند يا نكند ، همچنان كه اگر ، تباهى رسانى ، كار خود شخص تكليفشونده باشد ، بايستى خداوند او را تكليف كند كه از آن كار خوددارى نمايد ، چه از آن خوددارى بكند يا نكند ، يا به اينكه خداوند برتر از همه ، آن ديگرى را كه تباهى مىرساند از انجام دادنش جلوگيرى كند ، پس هنگامى كه هيچ يك از اين سه روى حاصل نشود ، تكليف كردن به چنين كارى كه تباهىرسانى در آن باشد ، از كار خواهد افتاد ، و همانا ما اين را از آنرو لازم دانستيم كه اگر با آنكه خداوند مىداند كه تباهى اين كار از سوى ديگرى ، به روئى پديد مىآيد كه تكليفشونده نتواند آن را از خود بازدارد ، و چيزى نباشد كه بهانهها را از او دور گرداند ، و او را هم توانا نگردانيده باشد . كه آن زيان را از خودش باز دارد ، آنچنان كه هرگاه آن كار در توانائى خود او باشد ، و يا بتواند ، آن را از خودش باز دارد ، به همينگونه خواهد بود .
و هرگاه دانسته شده باشد ، كه اين شخص تكليفشونده ، در خواب يا هنگام فراموشى كارهائى مىكند كه به خود او زيان مىرساند ، پس خداوند برتر از همه كارى را كه تباهى در آن باشد به او تكليف نمىكند مگر به اينكه آن زيان را از او باز دارد ، يا بداند كه ديگرى آن را از او باز خواهد داشت ، و يا بداند كه آن ديگرى اين زيانرسانى را نخواهد برگزيد .
پس اگر بگويند : در اينكه شيطان به گمراهى مىخواند چه مىگوئيد ؟
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 455
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٥٥