گفتيم كه خداوند برتر از همه ، بايد در آنچه فرمان مىدهد ، مهربانى كند ، زيانى به ما نمىرساند .
و هريك از ما كه ديگرى را به آمدن براى خوردن غذايش تكليف مىكند از اين دو بيرون نيست : يا مىخواهد به كسى كه به آمدنش فرمان داده است ، سود برساند ، و يا به خودش ، يا به ديگرى كه به خودش بازگشت كند ، مىخواهد سود برساند ؛ اگر نخست باشد ، بايد با قسمى از رفتار ، به او مهربانى كند كه برايش دشوارى نداشته باشد ، يا دشواريش به اندازهاى كم باشد كه توجهى بدان نشود ؛ و هرگاه زيانهاى بزرگى در آن باشد واجب نمىگردد ؛ زيرا در كار خوب و واجب ، بايد دشواريها را بر خود هموار كرد .
و چنانچه بخواهد به خودش سود برساند ، و يا به خودش بازگشت داشته باشد ، بايد ، زيانى را كه با انجام نيافتن آن كار به او روى مىدهد ، با زيانى كه از مهربانى كردن ، به او مىرسد ، با هم بسنجد ، و زيان بيشتر را با زيان كمتر از خود برگرداند ؛ و اين دليل براى ثابت كردن وجوب مهربانى ، استوارترين راه است .
اما تباهكارى : آن است كه تباهى پديد آورد ، و اگر آن كار سر نزند تباهى حاصل نگردد ، و يا به تباهى نزديكتر شود ، و اگر سر نزند نزديكتر بدان نشود ، و يا كارى باشد كه از آنچه بايد انجام گردد ، روگردان كند ؛ و يا به روگردان شدن نزديكتر گرداند ؛ و بهرهاى هم از اين نداشته باشد كه بر آنچه بايد انجام شود ، توانا گرداند ؛ و بدى هركارى كه اين اثرها را داشته باشد ، بسيار آشكار است ؛ و به سخن كسى كه جز اين را مىگويد ، بايد ننگريست ، چه آن كار را فسادجوئى بگويند يا بدان ناميده نشود ؛ زيرا گفتن الفاظ ارزشى ندارد .
و ميان خردمندان ما ، ناسازگارى نيست كه اينگونه كارها بداند همچنان كه در اين ناسازگارى ندارند كه ستم كردن بد است ؛ و ناسازگارى آنان ، در اين است كه از چه روى بد است ؛ و راه سخن گفتن در اين را در باب درستكارى « عدل » آشكار كرديم ؛ و براى دوباره آوردنش روئى نيست .
اما كسى كه مهربانى به او نمىشود ، مانند كسى است كه از گزارشاتش دانسته
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 459
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٥٩