و همانا خداوند برتر از همه چيز دربارهء شراب فرموده است : « آنها تصد عن ذكر اللّه و عن الصلاة » همانا شراب كسان را از ياد كردن خدا و از خواندن نماز روگردان مىكند ، و اين آشكار گفتن چنين سخنى است كه علت بدى ، همان تبهكارى بودن است ، و هيچ در اين پوشيدگى نمىباشد .
اما كسى كه گفته است ، اگر بدىهاى شرعى تبهكارى به خويشتن باشند ، مىبايستى خداوند برتر از همه چيز از آن جلوگيرى كند ، همچنان كه از هرچه تبهكارى به ديگران باشد ، بايد از آن جلوگيرى كند ؛ پس اين سخن آنان نادرست است ؛ زيرا او شخص تكليفشونده را از اين كار كه تبهكارى به خود او مىباشد ، باز داشته و از انجام دادنش ترسانيده است ، و او را بر دورى كردن از آن توانا كرده است .
پس هرگاه او براى خود تباهى فراهم كند ، از سوى خودش بوده است ، و نمىتوان او را از آن جلوگيرى كرد ، هرچند كه از تبهكارى به ديگران بايد جلوگيرى شود ؛ زيرا شخص تكليفشونده كه اين كارش براى خود او تباهى مىباشد ، نمىتوان او را از كار خودش به چيزى پناه داد ، يا او را از زيان دادن خود او به خودش ، او را جلوگيرى كرد ، آنگونه كه در نخست ، پناه دادن او از آن تباهى ، توانائى بود .
علاوه بر آن سيد مرتضى ، خدايش بيامرزاد ، در باب صرفه « 1 » هنگامى كه مخالفان خودش را مجاب مىكند ، به آنان مىگويد : اگر پريان به خود تباهى رسانند چه خواهد بود ؟ آنان چنين پاسخ دادند كه گفتند ، اگر پريان تباهى كنند خداوند آنها را از آن جلوگيرى خواهد كرد ، سيد مرتضى به ايشان گفت جلوگيرى كردن از تبهكارى واجب نيست ، و جز اين نمىباشد كه بايد تبهكارى انجام ندهند زيرا اگر جلوگيرى از تبهكارىها واجب باشد ، هركسى كه را به پوشيده كارى مىافتد ، و به گمراهى مىخواند ، بايد او را از آن باز دارد ، مانند شيطان و مانى ،
هامش
( 1 ) الصارف : ماله و لا جله لا يختار الفاعل الفعل . ( فرهنگ اصطلاحات كلامى ص 150 ) .