بىنمازى است ؛ و چون اين سخن نادرست است ، ثابت مىشود ، كه بدى دست - بازداشتن از آن ، براى اين است كه از خود نماز كه نيكوكارى است ، جلوگيرى مىكند .
و نيز بايد خداوند برتر از همه چيز ، بدى دست بازداشتن از نماز را آشكار كند آنچنان كه نيكوئىهاى خواندش را آشكار كرده است ؛ و چون آن را آشكار نكرده است ، مىرساند كه واجب بودن نماز ، براى اين نيست كه دست بازداشتن از آن بد است .
اما كارهائى كه در شرع بد هستند ، ما گفتيم بدى آنها از اين روى است كه تباهكارى مىباشند ، نه براى اينكه دست بازداشتن از آنها واجب است ، و ابو على ( جبائى ) در اينباره با ما ناهماهنگى دارد .
دليل ما اين است كه اگر آشاميدن شراب تبهكارى نباشد بلكه براى اين باشد كه دست بازداشتن از آن نيكوكارى باشد ، بايد آنچه از نخوردنش خواسته شده ، سرزدن دست بازداشتن از شخص باشد ، زيرا دست بازداشتن از آن نيكوكارى است ؛ پس هنگامى كه عمل دست بازداشتن را انجام ندهد ، بايد در سزاوار شدن شكنجه ميان اينكه شراب نياشامد ، يا آن را بياشامد ، هيچ تفاوتى نباشد .
و نيز كسى كه از انجام دادن آن و دست بازداشتن از آن از هردو ، تهى مىباشد ، به اينكه نه شراب بياشامد و نه دست بازداشتن از آن را انجام بدهد ، مىبايستى شكنجهء او به مانند كسى باشد ، كه شراب مىآشامد .
و مىبايستى كه خداوند برتر از همه چيز ، دست بازداشتن از آن را كه نيكوكارى است ، آشكار نمايد ، تا آن را از ديگر چيزها جدا كرده باشد ، و واجب بودنش شناسانده شده باشد ، آنچنان كه همهء كارهائى را كه در شرع واجبند او بيان كرده است .
و همانا خداوند برتر از همه چيز فرموده است .
« إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ »
پس او آشكار كرده است كه علت واجب بودن نماز ، نيكوكارى بودن آن است .